هدف این کتاب کمک به خوانندگان برای دستیابی به این مفهوم است که چرا برندها مهم می باشند، چرا باشگاه های فوتبال، مجموعه های فوتبال، بازیکنان و رویدادها به طور فزاینده ای از نظر برند مورد بحث قرار می گیرند، گو این که از انواع دیگر برند متفاوت هستند و باید به صورتی متفاوت مدیریت شوند. این کتاب تاریخچه موارد واقعی برندهای فوتبال و چالش های روبروی آنها را با این تفکر که چگونه می توانیم از نظریه ها در زمینه های برندسازی استفاده کنیم را در هم می آمیزد و با بحثهایی در مورد دلایل بررسی باشگاه های فوتبال، مجموعه های فوتبال، بازیکنان و تورنمنتها به عنوان برندها و همچنین بینش هایی را که می توان از تلقی تمام اینها به عنوان برندهای فوتبال به دست آورد، شروع میشود.
چرا برندها مهم می باشند؟ بازاریابان استدلال می کنند که برندها در برخی سطوح مهم می باشند. نخست اینکه برندها تعاملی مالی با شرکت ها صورت میدهند. تا جایی که ۷۰ درصد درآمدهای شرکت را میتوان به برندها نسبت داد (پربیر، ۱۹۹۷). پیش تر برندها در بیانیه های مالی ذکر نمی شدند اما اینک، ارزش آنها به طور فزاینده ای در میان دارایی های نامحسوس شرکتها تشخیص داده شده است. علاوه بر این، در حالی که میانگین دارایی شرکت های انگلیسی و آمریکایی به وسیله بازار سهام دارای دو برابر خالص ارزیابی می شوند (فایننشال تایمز، ۱۹۹۱). نستله۵ . ۲ میلیارد پوند برای خرید مالکیتراونتری (به همراه برندهای ضمیمه اش مانند؛ کیت کت ، اسمارتیز و پولو) پرداخت کرد که شش برابر ارزش دارایی های خالص راونتری می باشد (دویل : ۲۰۰۲). دوم اینکه مشتریان با یا فراری فراتر از مرتبط بودن با توانایی مسافرت آنها از محلی به محل دیگر می باشد. مشتری مجموعه برندهای قوی رابطه وفادارتری می سازند. تصمیم برای خرید یک مرسدس مشخصه هایی مثل اطمینان پذیری، سرعت، تداعی هایی مانند پرستیژ و وضعیت را خریداری می کند که همه اینها - و دیگر ویژگی هایی که ارزشمند هستند- در برند جلوه گر می شوند.
نهایتأ، امروزه برندها اصول هدایت کننده ای برای سازمان های بازار گرا ارائه می کنند. با گذر زمان، ۱۹۵۶) به ایجاد هویت برند تغییر کرده است (کاپفر ۱۹۹۷؛ هاریس و چرناتونی ،۲۰۰۱). تصویر برند مرتبط با این درک است که توجه تحقیق از تمرکز بر تصویر برند (بولدینگ مشتریان در برند چه چیزی را ارزش گذاری می کنند در حالی که هویت برند همچنین دربردارنده فرایند تضمین ارزش ها و رفتار کارکنان نسبت به مشتریان می باشند و اینکه چگونه دیگر ذی نفعان (سهامداران با این موارد سازگار می باشند.