این احساس که روی اتفاقات و افراد زندگی خود هیچ تسللی نداریم، برای هیچ کس قابل تحمل نیست. در این مواقع علاوه بر حس ناتوانی، حس منفی بدبختی نیز گریبانمان را می گیرد. هیچ انسانی از قدرت بدش نمی آید و همه به دنبال قدرت بیشتر هستند با وجود این، در روز گار کنونی، تشنه قدرت بودن چندان کم خطر نیست. پس باید با دقت نظر رفتار کنیم. خلاهرمان را خوب نشان دهیم اما کمی حیله گری هم داشته باشیم. خودخواه باشیم اما دگر خواه به نظر بیاییم.
این بازی دوگانه همیشگی شبیه بازی قدرت در دوران اشرافی است. در طی تاریخ، دربار همواره با مرکزیت یک صاحب قدرت مانند پادشاه، ملکه، امپراتور با رهبر شکل می گرفته است. در این میان، درباریان جایگاهی حساس داشتند. آنها باید به ارباب خود خدمت می کردند، از طرفی باید حواسشان را جمع می کردند مبادا بیش از حد چاپلوسی کنند زیرا اگر درباریان دیگر، متوجه می شدند، علیه آنها دسیسه ای میچیدند.
تصور عموم بر این بود که درباره نماد تمدنی عظیم است پس هرگونه قدرت نمایی اشکار یا اقدامات مجادله برانگیز در نطفه خفه میشد و درباریان در سکوت و به طور پنهانی ضد کسی که قدرت نمایی کرده بود، توطئه می کردند. درباریان همیشه دوگانه رفتار می کردند. در ظاهر الگوی وقار و متانت بودند اما برای حفظ جایگاه خویش با ظرافت تمام به کثیف ترین شیوه ها به رقیب خود کلک می زدند و او را از سر راه برمی داشتند. یک درباری تازه کار به مرور زمان می آموخت که باید تمام کارهایش را غیر مستقیم انجام دهد.