در طول نزدیک به ۲ دهه فعالیت و معامله گری در بازارهای مالی مختلف و بیش از یک دهه تدریس و آموزش تحلیل تکنیکال و شگردهای وابسته به آن به این نتیجه رسیده ام که مهمترین و تأثیرگذارترین عامل تعیین کننده موفقیت یک معامله گر بدون تردید مجهز بودن به یک استراتژی و سیستم معاملاتی کارا و از آن مهمتر پایبندی و وفاداری به اصول و قواعد آن است. بارها دیده ام که معامله گرانی از قدرت تحلیلی و دانش بالایی برخوردار بوده و در بالای دو سوم موارد تحلیل های دقیق و معتبری ارائه میدادند که دقیقا مسیر بازار را پیش بینی می کرد اما در حوزه کسب بازدهی مناسب به شدت ناموفق بوده و نمیتوانستند نتیجه ای از سالها زحمات خود در انباشت دانش و تجربه بگیرند. چرا؟! چون در آن مواردی که تحلیل هایشان نادرست شده و بازار مطابق با جهت مورد انتظارشان حرکت نمی کرد، به دلیل عدم برخورداری از یک سیستم مدیریت ریسک درست که خود ناشی از فقدان وجود یک سیستم معاملاتی منسجم و مدون بود، زیانی به حساب و سرمایه شان تحمیل می شد که سودهای سر بریده و کوتاه شدهای را که موقع صحیح بودن تحلیل هایشان دشت میکردند در خود غرق کرده و محو میکرد و نتیجتا در کل چیزی جز زیان عایدشان نمیشد.
این مشاهدات تلخ از نتایج نامناسب اغلب معامله گران خرد - چه در بازارهای داخلی و چه در بازارهای جهانی - مرا بر آن داشت تا چهارمین جلد از سری کتابهای «نگاهی نو به بازار» را به بحث و بررسی جامع و مفصل در خصوص طراحی استراتژی ها و سیستمهای معاملاتی و الزامات و باید و نبایدهای این حوزه اختصاص بدهم و از این روی نام «استراتژیست» را برای این کتاب در نظر گرفتم. آنچه در این کتاب بیشتر مدنظرم بوده، سوق دادن دیدگاه خواننده به سمت یک نگرش ساختاریافته و چهارچوب بندی شده نسبت به معامله گری و در نظر گرفتن آن به عنوان یک فعالیت درازمدت و حرفه ای بوده است. متاسفانه در این حوزه، جامعه معامله گری ایران دچار خلاء و ضعف بوده و از فقر منابع کاربردی که بتواند به صورت مؤثر و در عین حال با زبانی ساده و بدور از کلی گویی و مبهم بانی راهی پیش روی مخاطب در جهت رفع نیازهای راهبردی اش بگذارد رنج می برد. در واقع هنوز بخش قابل توجهی از معامله گران ایرانی - شاید به تبعیت از روحیه عمومی ایرانیان - نگاهی بشدت کوتاه مدتی و آماتوری نسبت به حرفه معامله گری دارند و تصور میکنند که علیرغم وجود همه شگردها و ابزارها و تئوری ها و نظریه های مختلف، معامله گری در نهایت شکل ویژه ای از سفته بازی بی پروا و قمارگونه است و بازارهای مالی نیز چنان چموش و بی قاعده هستند که سرانجام صرفا افراد دارای تهور و شجاعت - در معنی عوامانه کلمه - میتوانند در آن ثروت اندوزی کرده و به اهدافشان برسند. این نوع دیدگاه باعث شده تا بسیاری از معامله گران ایرانی به بازارهای مالی نگاهی بستانکارانه داشته باشند