دانش اصول فقه در حقیقت »روش فهم نظاممند نصوص دینی« است. بیگمان اگر
چنین قواعد منسجمی برای فهم و استنباط متون دینی وجود نداشت، هر فردی بر
اساس ذوق و سلیقه شخصی به خوانش متون مقدس اقدام میکرد و منویات درونی
خود را بر الیههای معنایی متن، تحمیل میکرد. اصول فقه این امکان را فراهم میسازد
ً از راه استدالل عقلی به اثبات میرسند،
تا بر اساس یکسری قواعد موضوعه که عموما
ضوابطی برای استنتاج معارف متون قدسی فراهم آید و بر اساس آن قواعد که به مثابه
قوانین و مقررات خوانش متن میباشند، باب تخاطب و گفتوگو گشوده شود.
گفتوگو در راستای نقد اندیشه و تبادل دانش زمانی امکانپذیر و اثربخش است که
چهارچوب معینی برای گفتوگو وجود داشته باشد. در حقیقت این چهارچوب همان
زمینه مشترک بحث و تبادل نظر است که هر کدام از طرفین گفتوگو با بهرهمندی از
آن بر ساختار اندیشه طرف مقابل یورش میبرند و در جهت نقد و جرح آن میکوشند.