امروز ۴ سپتامبر ۲۰۰۸ است و روز افتاحیه فصل لیگ ملی فوتبال ایالات متحده است. میلیونها آمریکایی در خانه خود با آبجو، غذا و دوستان نشسته اند تا شاهد بازی نیویورک جاینتس با واشنگتن رد اسکینر باشند. جاینتس ۱۰ امتیاز از ۱۶ امتیاز کلی خود را در نیمه اول کسب کرده است. رد اسکیتز در نیمه دوم موفق به تاج داون" شدند. بازی پایاپایی است. تنش بالاست. حالا آگهی بازرگانی پخش می شود، ولی به هر موقعیت ۳ میلیون دلاری". قرار است که یکی از جذاب ترین کمپین های بازاریابی دهه آغاز شود. در اصطلاح بازاریابی، این تبلیغات ظاهرة تمام جنبه ها را دارد. قیمت، مکان، محصول و بخصوص تبلیغ. در واقع، اگر این فضاها واقعا آن طور که ادعا می کنند تأثیر گذار هستند، باید مؤلفه پنجم را به آنها اضافه کرد: قدرت. به هر حال، به دلیل توجه شدید کشور است که تبلیغ کنندگان سالانه بیش از ۲۰ میلیارد دلار برای تبلیغ در (لیگ فوتبال NFL) هزینه می کنند. در آن روز، موفق ترین شرکت فناوری دنیا، مایکروسافت (با هدایت غول بازاریابی، پیتر پورتر بو گوسکی) کمپین تبلیغاتی ۳۰۰ میلیون دلاری را با حضور یکی از مشهورترین و محبوب ترین افراد دنیا یعنی جری ساینفیلد" راه اندازی کرد. با موافقت نابغه و بشر دوستی به نام بیل گیتس، آوازه این کمپین خیلی سریعتر از آن چیزی پخش شد که رقیبش بتواند بگوید امن مک هستم. از مقدمه عنليم این کمپین تا آغاز بازی عظیم و در نهایت راه اندازی، کارشناسان رسانه های جریان اصلی به شکل تملق آمیزی باور به موفقیت این مجموعه آگهی های بازرگانی داشتند. به هر حال، چطور می شود چنین ترکیبی موفق نشود؟