کتاب پیش رو، تلاشی است برای تاباندن نور آگاهی بر تاریکترین زوایای پنهان حرمسرای صفوی؛ همان مکان دربستهای که در آن، زنان پرنفوذ در کنار خواجگان، ترکیبی فوقالعاده قدرتمند را تشکیل میدادند. این ائتلاف قدرتمند بهحدی توانمندی یافته بود که بهطور مستقیم در حساسترین بحرانهای سیاسی، از جمله جنگهای خونین جانشینی میان شاهزادگان برای تصاحب تاجوتخت، دخالت موثر میکرد.
این خواجگان با بهرهگیری از موقعیت خود، رفتهرفته به اوج عالیترین مناصب دیوانی و حکومتی راه پیدا کردند. آنها با مهارتی بینظیر، بسیاری از مناصب کلیدی را که مستقیما با مسائل مالی و سرچشمههای قدرت در ارتباط بود، کاملا قبضه کردند. تثبیت این جایگاه، ثروت هنگفتی برای آنان به ارمغان آورد. از آنجا که این شبکهٔ منسجم خواجگان بیوارث، هیچگونه رگوریشهی خانوادگی در این آبوخاک نداشتند، تصمیم گرفتند برای جاوید ماندن نامشان در تاریخ و استفادهٔ بهینه از این ثروت عظیم، دست به اقداماتی ماندگار بزنند. بر همین اساس، آنها شروع به ساخت و وقف بناهای عامالمنفعه متعددی در پایتخت صفویه کردند و همچنین منصب مهم نظارت بر بسیاری از پروژههای کلان عمرانی حکومت را نیز همزمان برعهده گرفتند. هنگامی که طوفان افغان، آسمان اصفهان، پایتخت صفویه را تیره و تار کرد، خواجگان بهعنوان یکی از پایه های تضعیف اقتدار دولت صفوی، خود قربانی طوفان از راه رسیده شدند.