شهر اثر ماندگار تاریخی و در عین حال واحد جغرافیایی و اجتماعی تکامل پذیر است که با تاثیر از ایدئولوژی ناظر بر ناحیه که توان و سطح کاربرد نیروهای اقتصادی و تکنیکی را روی شهر مشخص میدارد و به مقتضای اندیشه های ارزشمند معماران، شهرسازان و همیاری کارشناسان نظامهای علمی دیگر و با بهره مندی از عادات اجتماعی ساکنان شهر و با اراده و تصمیم نظام سیاسی بر پهنه زمین و روی محیط طبیعی) شکل می گیرد و در مسیر زمان در فضای جغرافیای معینی، بر حسب شیوه مبادلات اقتصادی و اجتماعی بر پویایی فضایی، اقتصادی و اجتماعی خود تداوم می بخشد و بالاخره سیمای بیرونی و فیزیکی خود و حیات انسان هایی را که در بطن خویش دارد، دگرگون می کند (رهنمایی، ۱۳۶۷ :۹۰). گاهی رفاه و بهزیستی و زمانی نابهنجاری و دلواپسی را بر شهرنشینان عرضه می کند. در آستانه قرن ۲۱ شهر تبلور نگرانی ها و تهدیدهایی شده است؛ چنین شهری در آغاز هزاره سوم چیزی نیست جز شهر عصر دوم، عصری که در آن انقلاب صنعتی دگرگونی های خود را در انقطاع کامل با شهر مربوط به همه دوران تاریخ بشری (تا قبل از انقلاب صنعتی) طی کرده است. شهر مربوط به همه دوران تاریخ بشری با طرح کلی، با خاستگاه فرهنگی، با ساخت اندامواره (ارگانیک) و ساده که زمان و تاریخ را در خود متراکم کرده و خاطره های جمعی را در آن انباشته بود (که میشد در لابه لای فضاها و بناهای تاریخ را در آن باز خواند)، امروزه چیزی جز بافتی مساله دار نیست.در این میان شهر به عنوان یک موجود زنده که در گذر زمان به مانند هر اکوسیستمی، فرایندی از تولد، بالندگی و کهنسالی را می پیماید؛ در برهه ای از زمان و با گذشت روزها و ماهها و سالهای رنگ پیری بر رخسارش نمود می یابد. آنچه که امروزه تحت عنوان بافتهای فرسوده و با عناوینی چون بافت تاریخی، بافت قدیمی و ... مورد نظر و مطالعه اندیشمندان علوم شهری است؛ در واقع محصول فرایندهای متعددی است که در قالب فرم فرسوده تکوین یافته است که جسم فرتوت شهر را چگونه و با چه ساز و کاری می توان احیا نمود؟ شهر نیز چون انسان که در کنار جسم و ابعاد عینی دارای صور ذهنی و یا کالبد، ابعاد متعدد دیگری چون ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و بای راستا و با هدف بررسی ابعاد مختلف شهر در این نوشتار برانیم تا ابعادی را که در جامع بافت فرسوده ضرورت داشته واکاوی نماییم. برای این منظور نخست کلیاتی از بافت در این فصل جهت مقدمه و شناخت برای ورود به مباحث اصلی می گردد.ذهنی و روانی است؛ در کنار و ... را داراست. در اینده ضرورت دا یا برآنیم تا ابعادی را که در بررسی و مطال به این منظور نخست کلیاتی از بافت فرسوده جامع بافت شهری اصطلاحی است که به صورتی مستقیم از ادبیات نوشتاری و گفتاری جهانی مرد شهری، نخست به محافل علمی دانشگاهی ایران آمده و سپس به دستگاه های مدیریتی و اجرا کشور رفته و کم و بیش هم زمان با این رویداد فضای حرفه ای - فنی را به خود مشغول و معطوف کرده است. واژه بافت نزدیک ترین و مناسب ترین معنا را برای هر آفریدهای می رساند که آدمیان به قید تدبیر می آفرینند تا بتوانند آن را بگسترانند یا بر تن کنند و یا آن را گرداگرد بپیچند تا ارسال یا به کشوری دیگر صادر کنند. بافته شده را به معنای حکایتی به طنز تدبير شده نیز به کار می بریم؛ جایی که منظورمان مداخله ترکیبی دادن چیزی با چیز دیگر است، از ماده تا کلام مقوله بافت شهری شکل و معنایی دگر پیدا می کند؛ از شکل عام بیرون می آید و اسم خاص میشود. بافت شهری در برگیرنده عناصری است پرشمار و گوناگون؛ در تجربه های شهرسازی و شهرشناختی ما، به شیوه و سیاقی خاص قرائت می شود که بسیار قراردادی و انتزاعی است (فلامکی، ۱۳۸۴: ۱۲۷۱۲۶). این عناصر گوناگون و متعدد در تعریف دیگری مورد احصاء دقیق تری قرار گرفته و در تعریف بافت آمده است. در این تعریف، بافت شهر عبارت است از دانه بندی و درهم تنیدگی فضاها و عناصر شهری که به تبع ویژگی های محیط طبیعی به ویژه توپوگرافی و اقلیم در محدوده ی شهرنشینی بلوکها و محله های شهری به طور فشرده یا گسسته و با نظمی خاص جایگزین شده اند (توسلی، ۱۳۷۹: ۱۵). اما آنچه در محافل حرفه ای به آن استناد می شود تعریفی است که در راهنمای شناسایی بافتهای فرسوده آمده است. بافت گستره ای هم پیوند است که از بناها، راهها، مجموعه ها، فضاها، تأسیسات و تجهیزات شهری و یا ترکیبی از آنها تشکیل شده باشد.