وقتی شروع به نگارش این مقدمه می کنم، انگشتانم می لرزند. از خودم می پرسم تو کی هستی که کتابی به نام ترک عادت قضاوت نادرست بنویسی، در حالی که بی وقفه در حال قضاوت نادرست هستی؟
نشی عمیق می کشم و خود را جمع و جور می کنیم. برای نوشتن یک کتاب قرارداد امضا کرده ام. مهلت هم تعیین شده است. متعهدم و باید این کتاب را بنویسم.
آرام روبه روی کامپیوتر می نشینم. انگشتانم را روی کلیدهای صفحه کلید میگذارم، نفس عمیق می کشم و شروع به تایپ می کنم.