پژوهش در ساحت «قرآن» ضرورتی انکارناپذیر میباشد. «قرآن» کتابی که چهارده قرن در قلمروای به وسعت کره زمین، جهان علم و دانش و دین مداری و به عبارتی جامعه بشری را به خود متوجه کرد و نفوس مسلمانان را به خود مجذوب نموده، بطوری که اصول دین، موازین اخلاقی، روابط اجتماعی، سیاسی، قضایی، اقتصادی، احوال شخصی و حتی اندیشه و گفتگو و رؤیای یک فرد مسلمان به معنای واقعی متکی به این کتاب و تحت تأثیر تعلیم آن قرار داشته و از آن سرچشمه می گیرد. از این رو اندیشمندان، محققان و پژوهشگران، مصلحین اجتماعی، سیاسی، خطبا، فقها و ... به این کتاب مراجعه و به آن همت نموده و علاقه مندی خود را نسبت به او ابراز می دارند؛ اما علیرغم همه گونه مراجعات در طول چنین دوره دراز مدت، همچنان مصون از دستبرد و تحریف بوده و این نیست جز اینکه «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» تا جایی که گلدزیهر اعتراف می کند: «تقدير و احترام قرآن را هیچ اثر ادبی دیگر در جهان به دست نیاورده است.» حال در این راستا مهمتر از ضرورت پرداختن به این واقعیت بزرگ، عدم افراط و تفریط و به عبارتی واقعگرایی و برخورد علمی و تحقیقی با «قرآن» میباشد.