واقعیت این است که همیشه این ایده را داشته ام که هر چقدر بتوانیم مفاهیم علمی را ساده سازی کنیم باعث می شود طیف گسترده ای از اشخاص، جذب خواندن آن شوند. یکی از سوالاتی که همواره مطرح می شود این است که چرا فعالان صنعت و بازار کتاب های حوزهی تجارت و بازاریابی را کم می خوانند. شاید یکی از دلایلش این باشد که اغلب اشخاص فعال در صنعت و بازار، اشخاصی کتاب خوان نیستند که این به نوعی منبعث از کلیت رفتار جامعه ی ما در امر کتاب و کتابخوانی ست. در کنار این نکته باید اشاره کرد که در این مورد می توان انتقاداتی را به ما اشخاص دانشگاهی وارد کرد. به نظر می رسد نوع بیان ما دانشگاهیها بیان خوبی نیست. گاهی فکر می کنیم اگر سخت صحبت کنیم، انگار علمی تر صحبت کرده ایم و اعتبار بیشتری به دست آورده ایم و البته متاسفانه این ذهنیت در خیلی از موارد درست هم از آب درمی آید.