هنگامی که عباسیان در ۷۵۰ میلادی بر مسند قدرت تکیه زدند، مشروعیتبخشی به اقتدارِ نوظهورشان نیازمند بازتعریفِ «هویت اسلامی» بود. نادیه شیخ در این کتاب نشان میدهد که تصورات مربوط به زنان، نه در حاشیه، بلکه در کانون فرایندی قرار داشت که خلافت عباسی از طریق آن به خودآگاهی و تعریف خویشتن دست یافت. نویسنده فاش میکند که چگونه جنسیت بهمثابه متغیری بنیادین، در خدمت تبیین تفاوتهای فرهنگی و تحدید مرزهای مذهبی درآمد. در این میان، مفهوم «جاهلیت» به ابزاری گفتمانی برای برساختِ تصویر زنان تبدل شد. عباسیان تمامی گروههایی را که تهدیدی برای اقتدار خود میدیدندــ از رومیان در مقام «دیگریِ دور» تا بدعتگذارانی چون قرمطیان در مقام «دیگریِ نزدیک» ــ با استفاده از استعارههای جنسیتی و مفاهیمِ تفاوتِ جنسی در متون خود بازسازی کردند. نادیه شیخ حتی در تحلیل چهرهی «زنان الگو و برتر»، استراتژیِ ظریفِ مورخان برای تعریفِ «زن مطلوب» و تحدیدِ فضاهای زنانه را آشکار میسازد تا نقش این بازنماییهای هدفمند را در شکلگیری تاریخی هویت زن مسلمان نشان دهد. کتاب حاضر با بررسی پیوند میان تمایلات جنسی و نظامهای فکریِ قدرت، اهمیت بنیادینِ حضور و غیبتِ زنان را در نگارش تاریخِ متقدم اسلامی به اثبات میرساند. این اثر فراخوانی است برای یک چرخش روششناسانه و دعوتی به ترجمهی سکوتِ متون کهن؛ تا با بازیابی نقشهای جنسیتی در قلب قدرت سیاسی، فاش کند که تاریخنگاری رسمی چگونه از جنسیت برای برساخت ایدئولوژی بهره جسته است.