بخشی از یادداشت نویسنده : “بر این نکتهها تاکید کنم که این کتاب صرفا جنبهی تخصصی ندارد. داستانهایی که بهعنوان نمونه دادهام، جُنگی از انواع داستانهای پلیسی است و گذشته از آن که خوانندهها را با گونههای متنوع داستانهای پلیسی آشنا میکند، لذت خواندن را به آنها میدهد و از دنیای واقع و روزمرهی پردردسر دور میکند و به آنها آسایش فکری و روحی و فراغ خاطری میدهد؛ بیجهت نیست که این نوع داستان در غرب این همه طرفدار دارد و نویسندههای حرفهای بسیاری به نگارش آن روی آوردهاند و تلویزیونهای همهی کشورها به ماجراها و سریال پلیسی توجه بسیار پیدا کردهاند.” اهل کتاب، آنهایی که داستانخواندن را دوست دارند، در دورانی از زندگیشان با داستانهای پلیسی، (در غرب از آنها بهطور گروهی با عنوان جنایی یاد میکنند) آشنایی داشتهاند. در ایران قصههای کوتاه و بلند سنتی مانند اسکندرنامه، حسین کرد شبستری و امیرارسلان بهنوعی ویژگی مشترکی با قصههای پلیسی دارند. در هر دو عمل داستانی برجسته میشود، یعنی داستان بر محور ماجرا میگذرد. این قصهها خصوصیت روانشناختی داستانهای کوتاه و رمانهای امروزی را ندارند. در داستانهای پلیسی نخستین نیز آنچه حرف اول را میزد، تاکید بر ماجراهای داستان بود، به ویژگی عاطفی و روحی فردی کمتر توجه میشد و آهنگ روایت سریع بود؛ این ویژگی هنوز هم تا حدی در داستانهای پلیسی دیده میشود و حوادث بر کیفیت روانشناختی میچربد و هدف این نوع داستانها، صرفا ایجاد سرگرمی است، عامل سرگرمکنندگی که یکی از مولفههای بنیادی انواع داستانهاست، در داستانهای واقعیتگریز برجسته میشود. به همین دلیل خواندن این داستانها راحت است و فکر نمیبرد و کنجکاویبرانگیزی آنها، خواننده را بهدنبال خود میکشد، بهنحوی که تا داستان را تمام نکند، آن را رها نخواهد کرد.