آنا برای سفرهای سالیانه و خانوادگیِ خانوادۀ پِیس تنها دو قانون دارد: خوب رفتار کن و دوام بیاور.
اما وقتی تنها فرد متفاوت میان اعضای خانواده باشی، رعایت این دو قانون کار سادهای نیست. برادر دوقلویش بنی چنان خود را با هر شرایطی تطبیق میدهد که بهواقع، بودنش به چشم نمیآید. خواهر بزرگترش نیکول هم طوری عادت کرده همه – از جمله شوهر مطیع و بیخاصیت و دو فرزندش – بیچونوچرا از او فرمان ببرند که آنا اغلب تنها به خاطر یک سؤال ساده به دردسر میافتد. مادر آنا از هر فرصتی برای زیر سؤال بردن انتخابهای او در طول زندگی نهایت استفاده را میبرد و پدرش وقتی سرگرم یادآوری این موضوع نیست که هزینۀ سفر را چه کسی پرداخت کرده است، فقط آرامش و سکوت و تنهایی میخواهد.
ویلای دورافتاده و زیبایی در مونتهپرسوی کوچک در نگاه اول، جایی ایدهآل برای تحمل این گردهمایی اجباری خانوادگی به نظر میرسد. تا اینکه همهچیز کمکم از کنترل خارج میشود…
صداهای عجیب شبانه، هشدارهای آزاردهندۀ اهالی محلی و گذشتۀ تاریک و شوم خودِ ویلا.