اگر از کتابهای نگارنده خوانده باشید، متوجه شده اید که در اکثر آنها روش صحیح مطالعه گفته شده است. اگر چنین نیست، یکی از آنها را تهیه کنید و روش مطالعه را به دقت بخوانید. در آنها گفته شده است که ابتدا باید چارچوب یک فصل را در ذهن خود مجسم کنید، بعد به یادگیری اجزای آن بپردازید. برای این کار، ابتدا ببینید در یک فصل راجع به چه مطالبی صحبت شده است. یعنی عنوان فصل را در نظر بگیرید. بعد کتاب را ورق بزنید، عنوانهای درشت را از نظر بگذرانید و از هر یک از آنها چند سطر بخوانید. وقتی به آخر کتاب رسیدید، خلاصه آن را به دقت بخوانید و آنگاه به اول کتاب برگردید و مطالعه واقعی را شروع کنید.
در آن کتابها گفته شده است، هرگز زیر مطالب مهم خط نکشید بلکه از آنها یادداشت بردارید و این یادداشتها را روی تکه های کاغذ بنویسید، با این هدف که آنها را دور خواهید انداخت. یادتان باشد که استفاده کردن از حافظه موجب تقویت آن می شود.
شاید پیش خود فکر کنید که مطالعه این کتاب هم مثل سایر کتابها خواهد بود و دیگر نیازی نیست آن راهنماییها در اینجا نیز تکرار شود. واقعیت این است که شیوه استفاده و بهره گیری از این کتاب با شیوه بهره گیری از خیلی کتابهای دیگر متفاوت است. شما می توانید کتابهایی مثل روانشناسی عمومی، روان شناسی یادگیری، تفاوتهای فردی، روان سنجی و بسیاری دیگر را به تنهایی بخوانید و مقدار زیادی از مطالب آنها را یاد بگیرید. این کتاب را هرگز نمی توانید به شیوه مطالعه کتابهای دیگر مطالعه کنید و تمام مطالب آن را به خوبی یاد بگیرید.
یادگیری مطالب این کتاب درست مثل یادگیری رانندگی با آشپزی است. اگر سالهای سال در خانه بنشینید و راجع به رانندگی با آشپزی کتاب بخوانید یا حتی در کلاس درس مربیان تعلیم رانندگی یا آموزش آشپزی حضور داشته باشید هرگز نه راننده خواهید شد و نه آشپز. برای یادگیری رانندگی
حتما باید پشت فرمان اتومبیل نشست، دنده ها، کلاچ، ترمز، فرمان و ... را شناخت و با آنها کار کرد. برای راننده شدن حتما باید ساعتها تعلیم رانندگی دید. آشپزی نیز به همین ترتیب است، تا خودتان غذا نپزید آشپز نخواهید شد.
برای آزماینده یا آزمایشگر شدن نیز باید دست به آزمایش زد. باید دستورالعملهای موجود در کتاب را مو به مو به کار برد تا شیوۂ آزمایش را یاد گرفت.
روان شناسی تجربی یعنی روانشناسی آزمایشی آزمایشهایی که در این کتاب آمده است هم به صورت فردی و هم به صورت گروهی اجرا می شود. یعنی، می توانید هر آزمایش را هم در مورد یک نفر، به عنوان آزمودنی، و هم در مورد تعداد زیادی از افراد (آزمودنیها) اجرا کنید. توصیه می شود که در صورت امکان آزمایش را با تعداد زیادی از آزمودنیها اجرا کنید. برای این که زحماتتان کارآیی بیشتری داشته باشد، موارد زیر را در نظر بگیرید:
- دستورالعمل هر آزمایش را حداقل چند بار و با دقت کامل بخوانید؛
- برای هر آزمایش دست کم ۱ / ۵ ساعت وقت اختصاص دهید؛
- در صورت امکان، با همکلاسان خود یک گروه سه نفری تشکیل دهید. در این گروه، یک نفر آزماینده، یک نفر آزمودنی و نفر سوم منشی خواهد بود. آزماینده نقش اصلی را بر عهده خواهد داشت و فرض بر این است که در کار خود مهارت دارد. آزمودنی فقط باید تحت آزمایش قرار گیرد و اجازه هیچ نوع اظهارنظر یا دخالت در شیوۂ آزمایش را ندارد. منشی، در واقع، دستیار آزماینده است که اعمال، رفتار و گفته های آزمودنی را به هنگام آزمایش یادداشت می کند. منشی باید طوری بنشیند و طوری رفتار کند که آزمودنی خیال نکند با او کاری ندارد. به عبارت دیگر، رفتار منشی باید طوری باشد که آزمودنی خیال کند به کار خودش مشغول است. منشی نیز اجازه ندارد در کار آزماینده دخالت کند. او باید با فنون مشاهده آشنایی کامل داشته باشد و بتواند رفتارهای معنی دار آزمودنی، به هنگام آزمایش، را ثبت کند.
- اگر نمی توانید گروههای سه نفری تشکیل دهید. دستکم سعی کنید با یکی از همکلاسان خود همکاری کنید. بدین ترتیب که یکی از شما آزماینده، دیگری منشی باشد و آزمودنی را از بیرون انتخاب کنید. تازه، اگر به این شکل کار کنید نتایج به دست آمده به واقعیت نزدیکتر خواهد بود. زیرا، اصولا آزمودنی نباید بداند که کدام توانایی با ویژگی او تحت آزمایش قرار میگیرد یا، به
طور کلی، هدف از آزمایش چیست. در نتیجه به دست آمده از آزمایش تنها در شرایطی که آزمایش انجام گرفته است مفهوم پیدا میکند.
در تفسیر نتایج آزمایش حتما باید مدت اجرا، محیط اجرا، حالت جسمی و روانی آزمودنی، عوامل مزاحم و ... را در نظر گرفت. مثلا، نتایجی که از اجرای آزمایش در محیط خلوت و به مدت یک ساعت به دست می آید، با نتایجی که از اجرای همان آزمایش در محیطی که دیگران حضور دارند و مدت آزمایش نیز ۱ / ۵ ساعت طول می کشد، قابل مقایسه نخواهد بود.
- در اجرای هر آزمایش، باید دستورالعمل آن را به طور دقیق به کار برد. نباید به دستورالعمل چیزی افزود یا چیزی از آن کم کرد. هر نوع تغییر در دستورالعمل موجب خواهد شد که نتایج از واقعیت فاصله بگیرند. هر نوع تفسیری که از عملکرد آزمودنی، چه قبل از آزمایش و چه به هنگام آزمایش، به عمل آید، به نوبه خود متغیر تازه ای خواهد بود و نتایج بعدی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. بنابراین، آزماینده و منشی، چه قبل از آزمایش و چه به هنگام آزمایش، نباید رفتار آزمودنی را تفسیر کنند، حتی نباید نتایج را در اختیار خود او بگذارند.
زمان اجرای آزمایش، زمان نصیحت کردن نیست، زمان یادگیری یا زمان تشویق نیست. تشویق آزمودنی به هنگام آزمایش، نتایج بعدی را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. نصیحت کردن یا امر کردن هم همین اثر را دارند. بنابراین، به شدت توصیه می شود که آزماینده و منشی، چه قبل از شروع آزمایش و چه به هنگام اجرای آن، از هر نوع تفسیری خودداری کنند. تنها پس از
پایان آزمایش است که آزماینده می تواند نتایج را در اختیار آزمودنی قرار دهد.
- اندازه هایی که از اجرای آزمایش به دست می آید، از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین، در به دست آوردن این اندازه ها، مثلا طول خطوطی که آزمودنی رسم می کند، تعداد کلماتی که به یاد می آورد، تعداد لغاتی که بازشناسی می کند، تعداد علایمی که در یک زمان معین خط می زند و ...، باید با دقت اندازه گیری شود. اما، همان طور که در بالا گفتیم، این اندازه ها در نفس خود معنا ندارند بلکه معنای آنها در شرایطی است که به دست آمده است.
- استفاده از وسیله هدف روان شناسی تجربی نیست. یعنی نمی توان گفت که روان شناسی تجربی یعنی کاربرد ابزارهای مختلف. کسانی که به بهانه نبودن آزمایشگاه، دست به آزمایش نمی زنند سخت در اشتباهند. همه جا آزمایشگاه روانشناسی است. در همه جا می توان آزمایشهایی راه انداخت. ابزارهای موجود در آزمایشگاهها به ما کمک می کنند تا اندازه های به دست آمده دقیق باشد. مثلا، سرعت واکنش آزمودنی را می توان با کرونومتر (زمان سنج) و کرونوسکوپا زمان نما) اندازه گرفت. اما بدیهی است که اندازه گیری زمان واکنش با کرونوسکوپ، که دقت آن تا یک صدم ثانیه است، دقیقتر خواهد بود. وسایل آزمایشگاهی موجب می شود تا شرایط آزمایش برای همه یکسان و در نتیجه مقایسه آنها قانونی باشد.
- برای آن که از آزمایشهای خود بهره کاملی ببرید، لازم است از آنها گزارش تهیه کنید. در تهیه گزارش باید هدف آزمایش، نتایج به دست آمده و رفتار آزمودنی به هنگام آزمایش را دقیقا شرح دهید. در پایان، لازم است نظر خود را نیز به آن اضافه کنید. این کار موجب می شود که دیگران، یعنی کسانی که پس از شما این آزمایش یا شبیه آن را انجام می دهند، از پیشنهادهای شما بهره
بگیرند و کارهای خود را کاملتر از کارهای شما ارایه دهند. ۱۰- اولین آزمایشی که انجام می دهید حتما باید اولین آزمایش همین کتاب باشد. این آزمایش دو مطلب مهم را به شما یاد می دهد. اول این که با روش شناسی آشنا می شوید، دوم این که عملا می بینید آگاهی از نتیجه می تواند عملکردهای بعدی را تحت تأثیر قرار دهد و در نتیجه یادتان می ماند که هرگز آزمودنی را، به هنگام اجرای آزمایش، از نتایج کار خود مطلع نکنید. ۱۱- در این کتاب با سه نوع آزمایش آشنا خواهید شد. آزمایشهای واقعی که در آنها متغیر مستقل را دستکاری خواهید کرد و اثر آن را روی متغیر وابسته مورد مطالعه قرار خواهید داد. در این آزمایشها، فرضیه، متغیر مستقل، متغیر وابسته و طرح آزمایش وجود خواهد داشت، مثل آزمایشهای اثر آگاهی از نتایج بر عملکرد، سطوح کارآیی، منع قبلی و منع بعدی.
نوع دوم آزمایشها، کاربرد یک فن را به شما یاد خواهند داد. در این آزمایشها نه فرضیه ای در کار خواهد بود، نه متغیر مستقل و نه متغیر وابسته. اندازه گیری حافظه با ماز ذهنی یا مطالعه یادگیری از راه کوشش و خطا و جامعه سنجی، نمونه هایی از این نوع آزمایشهاست.
نوع سوم آزمایشها، پدیده ها را به شما نشان خواهند داد. مثلا، آزمایشی که در مورد تضاد و پس تصویرها انجام می گیرد.