این کتاب بر آن است که خواننده را در جایگاهی قرار دهد تا خود را به آزمون بگذارد که آیا توانایی خویش را برای مهرورزی و سرزندگیِ ژرف تا جایی که شدنی است به کار میبندد یا نه؛ و آیا هنوز میتواند این توانایی را گسترش دهد یا نه. این کتاب خود را در بندِ نظریه نمیکند و بیشتر سرگرمِ این بحث و موضوع است که ما چگونه از راهِ اندیشه، خواست، احساس و کُنش، تواناییِ این را داریم که حساس بودن و تواناییِ خویش را برای مهرورزیدن و شاد زیستن پرورش و افزایش دهیم. هر چه بیشتر در این کار کامیاب باشیم، ژرف ترینِ اشتیاقِ ما نیز برای زندگیِ نیک، بامعنی و کامیابی بیشتر برآورده خواهد شد. از آنجا که نیکبختیِ زندگی ما به گونهای سرنوشت ساز به تواناییِ ما برای مهرورزیدن، برای دوست داشتن و دوست داشته شدن بستگی دارد، مهر و مهرورزی در نزدِ همهی فرزانگان باستان چه در غرب و چه در شرق از جایگاهی والا برخوردار بوده است. رسیدن به این جایگاهِ والا آخرین و واپسین هدفِ فرزانگان بوده است. در دوست داشتن و دوست داشته شدن آدمی خود را به کمال میرساند، سرنوشتِ خویش را مینویسد و ژرف ترین و پایدارترین شادیها را به جان زیست - آزمون میکند.