زندگی ما نیز مانند تمامی آفرینش، تابع قواعد خلاهری دنیایی و نیز قواعد درونی معنوی است. مسائل و مشکلات، زمانی به وجود می آیند که قواعد درونی و قواعد بیرونی در تضاد و تناقض با یکدیگر قرار گیرند. همه ی ما میدانیم زمانی که دو نوع شخصیت ما در تقابل با یکدیگر قرار گیرند، چه اتفاقی می افتد. هر یک از آنها ادعا می کنند که به خوبی به چه چیزهایی نیاز داریم و به چه باید برسیم، تا بالاخره احساس خوشبختی و رضایت داشته باشیم. ناگهان احساس هایی بروز می کنند که به هیچ وجه از وجودشان خبر نداشتیم. این حال و هوا هم از انرژی ما تغذیه می شود. انسان احساس می کند در مرکز ثقل خویش نیست و نمی تواند همه ی توانایی های بالقوه ی خود را به کار گیرد.
هر یک از ما تصاویر و تجسم های درونی حک شده ای داریم که تحت تاثیرشان هستیم. تصاویری که اغلب با حسن نیت از دنیای خارج به ما تحمیل شدهاند و یا آنهایی که با ملاحظات فرضی یا از روی گذشت پذیرفته ایم، تصاویری هستند که در درونمان نقش می بندند. بسیاری از هشدارهایی که در دوران کودکی دریافت کرده ایم - مواظب باش، آن را دست نزنا ممکن است از آن جا پرت شوی! ممکن است دردت بیایدا - از روی حسن نیت، اما فقط برای مرحله ی رشد دوران کودکی مناسب بودند، شاید حتی برای همان مرحله هم بیش از اندازه محدود کننده بودند.