ظنام های فکری، ارزش ها و هنجارهای خود را بر اساس تبین موقعیت انسان در جهان هستی استوار می سازند. حقوق بشر نیز از نوع نگرش نظام ها نسبت به ماهیت بشر و نیازهای او تاثیر می پذیرد. جدال های فکری دوران رنسانس در مغرب زمین که با تحول روش اندیشیدن و پژوهش همراه شد افق های تازه ای را برای تفکر درباره انسان گشود و با نگرش جدید به انسان
جنبه های محسوس و مشهود حيات بشر را بر دیگر جنها تقدم بخشید و اندیشمندان جهان غرب را به سوی قوانین بشری، برای اداره حيات جمعی سوق داد؛ سر انجام در این جهت نهضتی شکل گرفت. مرحوم استاد شهید مطهری در این باره چنین بیان می دارد
در دنیای غرب، از قرن هفدهم به بعد پا به پای نهضت های علمی و فلسفی، نهضتی در زمینه مسایل اجتماعی و به نام «حقوق بشر صورت گرفت. نویسندگان و متفگران قرن هفدهم و هيجدهم افکار خویش را درباره حقوق طبیعی و فطری و غیر قابل سلب بشر، با پشتکار قابل تحسینی در میان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو، ولتر و متکيوز این گروه نویسندگان و منفگرانند. این گروه حق عظیمی بر جامعة بشریت دارند. شاید بتوان گفت که حق این ها بر جامعه بشریت از حق مكتشفان و مخترعان بزرگ کمتر نیست این نهضت در غرب طی انقلاب های انگلستان، فرانسه و آمریکا ادامه پیداکرد و در قالب اعلامیه های حقوق بشر و قوانین اساسی این ممالک په لمسي نشست. پس از آن نیز همگام با روند مدرنیته در کشورهای غربی توسعه پالت و به نوعی توافق، درباره اصول مربوط به فرقی بشر انجامیده، از اوایل قرن بیستم، روند جهانی کردن این اصول و ارزش ها، أغار و با تشکیل جامعه ملل قدم هایی در این زمینه برداشته شد، تأسیس سازمان ملل متحد نقطه عطفی در این راستا بود و اعلامیه جهانی حقوق بشر نخستین گام عملی، در رسسمت بخشیدن به حقوق انسان مدارانه در صحنه بین المللی تلفی شد
بنیادهای نظری حقوق بشر در طول سه قرن بر مبنای تفگر انسان مسداری شکل گرفت و در قرن بیستم، در سطح جهانی مطرح شد و با فروپاشی بلوک شرق، جنبه ایدئولوژیک نیز یافت.
حقوق بشر غرب، در پرتو مبانی اسلام، یکی از موضوعاتی است که در چند دهه اخیر به وسیله دانشوران مسلمان نقد و بررسی شده و آثار پرشماری، اعم از کتاب و مقاله در باب آن منتشر شده است. بر اساس کتاب شناسی یکی از مراکز تحقیقاتی نوشته های اصلی و فرعی شناسایی شده در این باره، به زبان های فارسی و عربی، ۳۳ کتاب و ۱۳۰ مقاله است.
در جمع بندی آن آثار به این نتایج می رسیم
۱. آثار فوق، در مجموع پاسخی است به مباحثی که به طور عمده در دوران مدرن در غرب مطرح و در دوران اخیر، ضمن تبادلات فرهنگی، به جوامع اسلامی کشیده شده است
۲. هدف از نگارش پاره ای از این آثار، تطبيق مبانی دینی با اعلامیه حقوق بشر بوده است. هدف دستهای دیگر اثبات برتری تعالیم اسلامی در این زمینه است، و تنها در معدودی از آثار به بحث های بنیادی و مقایسه ای درباره مبانی نظری حقوق بشر پرداخته شده است. بنابراین جای خالی چنین بحثی روشن است، فقدان سازماندهی پژوهشی در آثار انجام شده، این امر را روشن تر می سازد.
٣. اعلامیه حقوق بشر تنها سند حقوق بشر غربی نیست. میثاق ها و کنوانسیون های دیگری که بعد از اعلامیه تدوین شد، از حیث حقوق بر اعلامیه مقدم می باشد؛ ولی در پژوهش های قبلی از این امر غفلت شده و توجهی بدان نشده است.
۴. دخالت برخی از برداشت ها نسبت به میانی دینی، در سازگاری و ناسازگاری اسلام با حقوق بشر غرب، امری است که بر آگاهان پوشیده نیست
و بسته به نوع برداشت از مبانی دینی، ممکن است برخی تعارضات کم رنگ تر | با پررنگ تر شود. به عنوان مثال، در تصویر نظام سیاسی اسلام و حاکمیت از دیدگاه فقه شیعه، دیدگاههای مختلفی وجود دارد که برخی با حقوق بشر غربی سازگارتر به نظر می رسد و برخی دیگر دارای تعارض بیشتری می باشد. این امر نیز در پژوهش های قبلی بررسی نشده است. .
د. مدرنیته غرب فرآیندی پویا است که نقادی مداوم دانشوران غربی و غیر غربی را در پی داشته است. حقوق بشر نیز به عنوان محصول مدرنیته، از سوی خود غربیان و دیگران بررسی شده و تعارضات درونی برخی از اصول آن تبیین گشته است. بنابراین، توجه به این نوع انتقادها نیز در باروری پژوهش مقایسه ای در قالب منابع اسلامی مؤثر است که در پژوهش های پیشین کمتر بدان توجه شده است
مطالب فوق، پژوهشی جدید و برنامه ریزی شده برای رفع کاستی های مذکور را ضروری می نماید. نوشتار حاضر بدین منظور تدوین گردیده است. -