برخی روان شناسان، روان شناسی را به این صورت تعریف میکنند : مطالعه علمی رفتار و فرایندهای ذهنی. اما همه روان شناسان این تعریف را قبول ندارند و روان شناسی را تنها علم مطالعه رفتارهای قابل مشاهده می دانند؛ مانند تعداد صفحاتی که دانش آموز در یک ساعت می خواند، رفتاری که کودکان دبستانی در مقابل یکدیگر نشان می دهند، اشکی که کودک در غياب مادر خود می ریزد، تعداد فشارهایی که موش بر اهرم وارد می آورد، تعداد نوکهایی که کبوتر بر دکمه می زند و موارد دیگر.
برخی روان شناسان، از جمله رفتارگرایان، معتقدند که فرایندهای ذهنی قابل مطالعه نیست؛ یعنی، ما نمی دانیم در مغز کودک، دانش آموز، موش یا کبوتر چه می گذرد. نمی توانیم آنچه را که در ذهن فرد میگذرد به طور مستقیم مطالعه کنیم، بلکه می توانیم رفتار قابل مشاهده او را در نظر بگیریم و بر اساس آن، درباره تواناییهای فرد قضاوت کنیم؛ مثلا، با مشاهده تعداد مسائلی که دانش آموز در یک ساعت حل می کند یا تعداد صفحاتی که در همین مدت مطالعه می کند، می توانیم به توانایی ذهنی او پی ببریم.