بدون تردید دو دهه پایانی سده حاضر میلادی با یکی دو دهه نخستین این سده از نظر تحول های بی پشینه ای که رشته مدیریت شاهد آن بوده است شباهتهای خیره کننده دارد.
در دهه های نخستین، رشته مدیریت دستاوردهای مدیریت علمی و فنون و ابزارهای تازه ای را برای دستیابی به سطح شگفت انگیز کارآئی و بازدهی و نیز سازماندهی در مقیاس بزرگ و تولید انبوه را تجربه کرد. دهه پایانی این سده نیز پس از چند سال نظاره گری بر افت سیستمهای مدیریت، سرانجام شاهد شکل گیری و به ثمر رسیدن تلاشهای همه جانبه ای برای پی ریزی چارچوب نوین مدیریت است. چارچوبی که توان و آمادگی رویارویی با نیازهای پیچیده و نامنتظر محیط شتابان سازمانهایی امروزی و آینده را داشته باشد.
به رغم تغيير و تعدیل های تدریجی که در چند دهه گذشته در نظریه ها و الگوهای مدیریت رخ داده است، آنچه که امروز مطرح است پایه گذاری آئینی نو در مدیریت است که یک سلسله فلسفه های بنیادی متمایز و الگوهای کاربردی بدون پیشینه ای را ارائه کند.
عامل اساسی و محرک این تلاشهای نوین، در وهله نخست به الزامهای پیچیده محیط پویای برون سازمانی که در برگیرنده نیروهای برجسته سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تکنولوژی است باز می گردد. به پیروی آن، این محیط ناظر بر دگرگونی های اساسی در زمینه ساختار و ترکیب بازار، نیازهای متمایز مشتریها و رقابت های خرد کننده در مقياس گسترده جهانی نیز می باشد.
همساز با چنین تحول های برون سازمانی، محیط درونی سازمانها نیز دگرگونی های شگفت آوری را تجربه می کند. از یک سو پیشرفت های تند آهنگ تکنولوژی به ویژه تکنولوژی اطلاعات و کامپیوتر، الزام های کاملا نوینی در زمینه بعدهای مدیریت را طلب می کند و از سوی دیگر نگرش بی سابقه ای که به عامل انسانی مربوط می شود، گردش به ترتیب و نظم های دگرگونه ای را الزام آور می سازد.
ا مروزه کاربرد ساختارهای افقی با زنجیره مراتب کوتاه، الگوهای ماتریکسی و حتی شبکه ای و بهره گیری از روندهای گروهی و مشارکتی، نمادی از تحولهای دیروز به شمار می آیند.
ساختارهای گروهی تا به آن حد پیشرفته است که جزء اصلی سازمانهای نوین را بجای تک شغل سنتی" ، گروههای فرآیند کار تشکیل می دهد. مقوله های انگیزشی و رهبری نیز راهی دراز پیموده اند و موضوع روز مقوله تواناسازی" افراد و گروهها و فلسفه خود رهبری" است.
طبیعی است که این رویدادها در مرحله نخست اثر خود را بر مدیریت تحول بر جای می گذارند. سوا از اینکه این مقوله در زمان حاضر و آینده بخش جداناپذیر از مسئولیت های در مدیر کاردان به حساب می آید، روندهای مدیریت تحول چه از نظر زیربنای فکری و فنی و چه از دیدگاه کاربردی، دگرگونی های زیادی را شاهد بوده و خواهد بود.
کتاب حاضر که برای مدیران و دانش پژوهان ژرف نگر رشته مدیریت تهیه شده، تلاش دارد تا یک تصویر کلی درباره زیر بناها، نظریه ها، الگوها و استراتژی های مدیریت تحول را ارائه کند. همچنین کوشش شده است تا در موارد لازم مقایسه کوتاهی نیز میان روشهای سنتی و متداول با شیوه های در حال تکوین انجام بگیرد.
کتاب همینطور، در چند مورد به "نمونه های تجربی" نگاه می کند و در پایان هر یک از دفترهای چهارگانه (به جز دفتر چهارم) یک مطالعه موردی " را به بحث می گذارد. "مطالعه موردی جامع" که در پایان کتاب آمده است، شرحی جامع از "پروژه اتومبیل سازی ساترن" است که با بهره گیری از منابع گوناگون و با انجام یک پژوهش گسترده از سوی نویسنده برای این کتاب آماده شده است و بازگو کننده بسیاری از الگوهای نوین تحول سازمانی است که در کتاب درباره آنها گفتگو شده است.
بخشهای کتاب به نحوی تنظیم شده که خواننده ابتدا با تحول های رشته مدیریت و کاربرد روندهایی بنیادی آن آشنا می شود و سپس به مقوله های اساسی مانند کاربردهای شیوه گروهی، نقش فرهنگ سازمانی، استراتژی های تحول در دو سطح خرد و کلان، و سرانجام مقوله رهبری تحول و روندهای آینده می پردازد. با آنکه در تنظیم مطالب و نیز طراحی شكلها و نمودارها از منابع گوناگون بهره گیری شده است، اما مطالب ارائه شده و طرح نهائی شکل ها بازتابی از گرایش نظری و علمی نویسنده است و بازگو کننده باورها و برداشتهایی از مقوله مدیریت تحول می باشد که الزاما با دیدگاههای منابع مورد استفاده همسازی و یا همسوئی ندارد.