در دورانی که شاهد انقلاب صنعتی چهارم هستیم مشتریان دیگر مانند قدیم ناآگاه نبوده و بلکه در بسیاری از موارد مشتری حتی نکات و اطلاعاتی را در ذهن دارد که کسب و کارها به دلیل مشغله های روزافزون خود از آن شغلت دارند. انسان موجودی است اقتصادی، اجتماعی، ارتباطی، آزمند، آرزومنده نیازمند، تحول گرا. نوگرا و کمال مطلب که این ذات پیچیده آنان در کنار بسیاری از موارد محیطی دیگر شرایط را برای کسب و کارها مبهم، نامطمئن و چالش برانگیز می کند. لذا توجه به مشتری (که بزرگترین مساله پیش روی کسب و کارها در عصر حاضر است)، تمرکز و تمایزی که باید برای او قائل شویم و شناخت و معرفتی که باید از او در تمامی مراحل درگیر شدنش با کسب وکارمان بدست آوریم، در قرن و انقلاب صنعتی حاضر بیش از پیش حائز اهمیت بوده و موفقیت کسب و کارها وابسته به آن است. مشتری در واقع قلب تپنده بازار بوده که مایه ی حیات و دوام کسب و کارها می باشد. از طرفی در دنیایی که مباحثی از قبیل هوش مصنوعی، فضای ابری، کلان داده ها، چابکی، دیجیتال مارکتینگ، علوم داده، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی و... مطرح است، دیگر مدیران قادر به پاسخگویی به نیاز های بازار از راه های سنتی نیستند و باید از طرق پیشرفته رادحل جویی نموده و بتوانند پاسخ خواسته ها و نیازهای مشتریانشان را با کمترین ریسک و خطا، در کمترین مدت زمان و با بیشترین بهره وری ارایه نمایند. جدای از این روش های قدیمی حتی در زمان خود نیز قادر به پاسخگویی مطلوبی نبودند و وقت گیره هزینه بر و نادقیق بوده و عموما امور بر اساس سعی و خطا حل و فصل می شدند. در زمره مهمترین کارهایی که یک مدیر مسئولیت برنامه ریزی و پاسخگویی آن را داراست انتخاب استراتژی بازاریابی پویا، بادوام و سازگار با عوامل تکنولوژیکی و محیطی به خصوص در شرایط فناورانه است؛ بدین ترتیب یک مدیر زمانی که باید یک محصول، بازار، قیمت با روش ترفيع جدیدی را برنامه ریزی، انتخاب و پیاده سازی کند و یا با مسائلی از قبیل بخش بندی، هدف گذاری و جایگاهیابی طرف است، با سؤالاتی اساسی روبرو خواهد شد که بایستی با تحقیقات بازار، تصمیم گیری، خلاقیت و به طور کلی استراتژی بازاریابی درست به این ارکان اساسی کسب و کار پاسخگو باشند.