کار با رنگ از جهات بسیاری دشوار است. نخست عرصه های کاربرد آن، يكنواخت نیست. مثلا مركب قرمزی را که در چاپخانه مصرف می شود، نمی توان به کاشی پزی و یا نساجی منتقل کرد و رنگ سبزی که بر دیوار خانه ها می مالند، در ماشین چاپ و با طراحی آتلیه مصرفی ندارد. این تنوع مواد اولیه و تخصيص كاربرد آن ، رنگ شناسی در هر حوزه ای از صنعت و هنر را به تکنیک و توانایی ویژه ای محتاج می کند، که به کلی از یکدیگر متمایز است. اما خوش بختانه قانون امتزاج رنگ مشترک و در تمام انواع مواد ثابت است. هر گاه زرد و آبی را به نسبت های مختلف درآمیزیم، لیف های مختلفی از سبز را به دست خواهیم آورد و این قانون بر تمام کاربردهای رنگ جاری است. دشواری دوم و به خصوص در صنعت چاپ و به بطور کلی رنگ سازی و رنگ شناسی کامپیوتری، عدم ثبات کالیبره رنگ در مارک ها، مدل ها و قدرت های مختلف کامپیوترهاست. هرگز نمی توان تشابه کامل رنگی را که در یک سی دی ضبط است، در مانیتورهای کامپیوترهای مختلف شاهد بود و از آن دشوارتر این که نمایش رنگ در مانیتور به میزان قابل اعتنایی با نمونه ی چاپ شده ی آن بر کاغذ متفاوت است.