گستردگي و ارتقاي سطح فعاليت هاي علمي-پژوهشي در حوزه هاي مختلف علوم از جمله علوم حرکتي، نياز به تعامل بين بخش هاي مختلف را بوجود آورده است. از اين روست که انجام کارهاي پژوهشی در قالب گروه های تحقيقاتی قابل توجيه است، زيرا در فرآيند انجام پژوهش علمي به استفاده از علوم ديگري که شايد به طور مستقيم به حوزه کاري پژوهشي شان ارتباط نداشته باشد، نياز است. با اين توضيح شايد، محققي که براي انجام کار علمي با گستره اي از علوم و تعامل آنها مواجه مي شود، نه امکان آن را پيدا مي کند و نه نيازمند آن است که به درک عميق از علوم ديگر مورد نياز براي انجام تحقيق خود، اقدام کند. اما اين سخن به آن معنا نيست که توجيهي براي درک حداقلي از دانش علوم ديگر در تحقيقات خود را مورد توجه قرار ندهد. در حوزه تحقيقات علوم حرکتي، به عنوان مثال، مجموعه اي از علوم پايه از قبيل فيزيولوژي، شيمي، آناتومي، فيزيک و رياضيات و زير شاخه هاي وابسته به شيوه اي مستقيم و يا غير مستقيم ايفاي نقش مي کنند. پس بيراه و دور از تصور نيست که از پژوهشگران علاقمند به فعاليت در حوزه تحقيق در علوم حرکتي، انتظار داشته باشيم به کسب و درک مباحث علمي مختلف مرتبط با اين حوزه، مبادرت ورزند.