هیچ فکر کرده اید که دنیا بدون رنگ چگونه خواهد بود؟ دنیایی که آسمان آبی در روزهای آفتابی؛ بدون درختان و گیاهان و چمنزاران سبز؛ و بدون گلهای رنگارنگ. دنیایی که در آن مرغ عشق و زاغ خاکستراند؛ سینه سینه سرخه خاکستری است، و رنگ سرخ خاکستری است. دنیایی بدون آلبالوها و توت فرنگی و گوجه فرنگی های قرمز رنگ، دنیایی بدون پرتقالهای طلایی و بدون آلوهای زرد، دنیایی بدون اسباب بازیها و لباسهای رنگارنگ، بدون کتابهای رنگی. دنیایی که مثل تصویر تلویزیون سیاه و سفید فقط خاکستری است، خاكستري خاکستری. شاید بپرسید چرا باید دنیا را بدون رنگ مجسم کرد، حال آنکه همه چیز در دنیای ما رنگی است ولی در حقیقت نمیتوان گرفت دنبای ما رنگی است، بلکه، باید گفت رنگی به نظر می رسد. اگر از شما بپرسند رنگ چیست چه جوابی میدهید؟ رنگ جسم با ماده ندارد، بنابراین نمیتوانیم لمس کنیم، آنطور که مثلا سنگ چوب و پارچه را لمس میکنیم و بدون اینکه به آنها نگاه کنیم میفهمیم که چه هستند. رنگ را نمیتوان بویید و نه میتوان چشید. رنگ را نقط میتوان دید، و وقتی نور نباشد دیگر نمیتوان آن را دیده چون رنگ در تاریکی ناپدید میشود.