تحلیل فرمالیستی متن نمایشی چیست؟
ممکن است شماری از خوانندگان با اصطلاح فرم بنیاد (formal= صوری) زیادبرخورد کرده باشند؛ اما شاید درباره مفهوم آن نتوانند نظری قاطع ابراز کنند. این قابل درک است؛ چرا که کلمه مذکور در طول زمان معانی فراوانی به خود رفته است. شاید منظور از فرم بنیاد (صوری) انجام دادن امور برای حفظ ظاهر باشد؛ هر کاری که در یک مراسم ازدواج رسمی انجام می گیرد. یا شاید این کلمه حس خشک و رسمی بودن را انتقال دهد. شاید خوانندگان به طور ناخودآگاه احساس کنند که فرم بنیاد (صوری) به معنای خشک، مستبدانه و انعطاف ناپذیر است. در همه این معانی، تصوری از نظمی وجود دارد که ویژگی اصلی خود را به پدیده ها اعمال می کند؛ چیزی که ارسطو از آن با عنوان «شکل گیری درونی یک شیء» یاد می کند. ریشه شناسی این کلمه نیز همین را ثابت می کند. فرم بنیاد بر مبنای ایده فرم یا شکل (shape) قرار دارد. واژه لاتین «forma » به معنای هر آن چیزی است که شکل دهنده یا شکل پذیر است؛ مخصوصا شکلی که به یک شیء هنری داده میشود. واژه انگلیسی formula نیز همچون واژه های «conformity» (هم شکلی)، «inform (شکل دادن)،
reform» (تجدید شکل)، «transform» (تغيير شكل) و «uniform (متحدالشکل)، از همین ریشه است.
مطالعه ریشه شناسی ما را به معنای کنونی تحلیل فرمالیستی می رساند:
جستجوی ارزشهای نمایشی قابل اجرا که نشان از یک الگوی متحد محوری دارد که از درون به نمایشنامه شکل می بخشد و تمامی بخشهای آن را هماهنگ می سازد.
منظور از ارزشهای نمایشی قابل اجرا ویژگیهایی است که به کاریانکارگردانان و طراحان قوت می بخشد. تحلیل فرمالیستی برای تحقق هدف . یک نظام طبقه بندی متعارف بهره می گیرد تا نمایشنامه را به اجزای آن تقس از این رهگذار به فهم سرشت و ارتباط این اجزا با یکدیگر نایل آید.
ممکن است برخی نویسندگان، رویکرد فرمالیستی را رویکردی ترد (descriptive) بخوانند؛ چرا که با توصیف نمایشنامه بر حسب زمینه هنری موجود در آن سروکار دارد. همچنین ممکن است از آن با عنوان رویکردی تحلل (analytical) یاد شود که منظور تجزیه و تحلیل عناصر نمایشنامه به عنوان اجرای تشکیل دهنده یک کلیت هنری است. عده ای دیگر ممکن است این رویکرد را - ارسطویی بنامند؛ چرا که بر مبنای اجزایی نمایشی است که در اصل ارسطو آنها را تشریح کرده است. تمام اینها بدیلهایی قابل قبول هستند؛ اما اگر خطر ملانقطی شدن را بپذیریم باید بگوییم که تحلیل فرمالیستی با تحلیل فرم بنیاد (formal analysis) بسیار متفاوت است؛ چرا که دومی به معنای بررسی یک نمایشنامه به صورت مرتبط فرم یا گونهای ادبی است که به آن تعلق دارد. در هر صورت فرض اساسی تحلیل فرمالیستی بر این است که به جای نظریه های انتزاعی یا شرایط بیرونی که نمایشنامه با تأثیر از آن نوشته می شود، خود نمایشنامه مورد مطالعه قرار گیرد. نمایشنامه، به ویژه برای هنرجویان تئاتر، نباید صرفا وسیله ای برای انواع دیگر مطالعه باشد؛ بلکه باید به عنوان یک موضوع اصلی مورد توجه قرار گیرد.
تحلیل فرمالیستی نمایشنامه معمولا تابع اصول و شیوه های ارسطویی است. بوطیقا (۳۳۵-۳۲۲ ق.م) حاوی نکاتی چون شش عنصر نمایش، وحدت کنش، قابلیت احتمال، خصایص قهرمان تراژیک، مقتضیات طرح و دیگر موضوعهای مرتبط با نمایشنامه هاست. اصطلاح «poetics» (بوطیقا) از همان ریشه یونانی واژه «poetry (شعر) مشتق شده است، اما از نظر ارسطو مفهوم صحیح تر آن آفرینش خلاقانه، بنا کردن و آراستن یک اثر هنری است که در این مورد منظور نمایشنامه است.