هنر بخش اسلام گزیده عالم ، در محدوده وسیعی از مایملکش ، مدیون سرزمین ایران ، اقلیم به تطاول نشسته در روزگاران تاریخ است که پاره های فراوانی از جگرش را نثار کرگسان و قلدران کرده است ؛ این خاک منتظر ، در چهارچوب مرزهای متناوباً متغیرش ، در مصاف با ستمکاران ، جز چند قلندر یک لاقبا ، و نه به تیغه شمشیری که نداشتند ، بلکه به درفش کردن فراز قلم هاشان ، افسانه حیات ملی سرزمینی را تصویر کرده اند و سروده اند که در تمامی گردنه های تاریخ ستمگر این خاک ، بیم تلاشی و نابودیش محتمل تر از ادامه و ابقای حیات فرهنگی و تاریخی اش بوده است . باری ، این سرزمین ، که هرگز از خود چیزی نزاد ، برای هر چیز فریبنده و تابنده ای که قدم به سرسرای هستی تاریخی اش نهاد ، دایهای به راستی مهربان تر از مادر شد . فرزندان زاده دیگران را چنان پروراند که با مادر بیگانه شدند و مثالهای این ادعا ، از مینیاتور چینی گرفته تا نواده های بربر چنگیز -که به جای چادرنشینی ، در ساختن شهرهای فاخر و نوینی چون سلطانیه اهتمام فراوان ورزیده اند- گسترده است . باری ، « اسلیمی » نیز یکی دیگر از فرزند خوانده های این دایه مهربان تر از مادر بود که با آغاز دوره اسلام ، در فرهنگ ما خزید و ای بسا که بهره ها از آن برد و عاقبت ، اوج و تمامت خود را در این سرزمین و در آغوش این دایه یافت . به وجه تاریخی ، ظفرمندی اسلام در دوران جانشین پیامبر ، که پس از وفات حضرتش زمام امور را به دست گرفت و خلیفه مسلمین قلمداد شد ، در برابر اروپای مسیحی که در کالبد نماینده پرآوازه اش « رم مسیحی » متجلی بود ، و نیز ایران پر جلال و جبروتی که به سبب عدول پادشاهانش از مجرای عدل و میزان ، میان تهی شده بود ، واقع شد . در همان زمان ، دو گونه تاکتیک برای پیروزی بر این دو نیرو ( که ایران بسیار زود از گردونه خارج شد ) و یا نمودهای ظاهر فریب آنان مطرح می شد ؛ یک دسته به جلال و جبروتی معادل آنچه که در اروپای مسیحی و به ویژه مظهر و نماینده آن دارا بود گرایش داشت