مجموعه اي از تحلیل گران و مدیران پرتفوي استراتژیست ها
در بازارهاي مالی گرد هم آمدهاند تا تنها به
یک هدف تحقق بخشند وآن هدف پیشبینی قیمت و کسب بازده مناسب در راستاي آن میباشد.
تحلیلگران براي یافتن سهامهاي ارزان (کمتر ارزش واقعی) به خـدمت گرفتـه مـی شـ وند. استراتژیسـت هـا
وظیفه دارند تا مسیر بازار و بخش هاي مختلف آن را پیش بینی کنند. مدیران سـبد گـردان نیـز بـا جمـع بنـدي
نتایج به دست آمده، سعی در انتخاب سهام هایی با بازده بـالاتر از شـاخص هـاي بـازار دارنـد . در مـورد عملکـرد
شرکت هاي سرمایه گذاري مشترك مطالعات زیادي انجام شده و نظرات مختلفی وجود دارد، ولی میتوانیم تصور
کنیم که حدود 75 درصد از شرکت هاي سرمایه گذاري مشترك عملکردي ضعیف تري از شاخص بـازار داشـته و از سود کمتري برخوردارند.
با در نظر گرفتن چنین آمارهایی به نظر مـی رسـد کـه سـرمایه گـذاران بـا خریـد
قرارداد آتی شاخص بازار (500 P&S (نسبت به خرید سـهام شـرکت هـاي سـرمایه گـذاري مشـترك، از شـانس
بیشتري براي کسب سود برخوردار بوده اند. به نظر شما این گفته صحیح نیست؟ از دید معامله گران، تحلیل محصولات مالی از ارزش بیشتري برخوردار است. براي مثال تحلیلگر بنیـادین
اعتقاد دارد که بررسی شاخص هاي اقتصادي، مدیریت شرکت، محصول، صورتهاي مالی و ارقام قابـل سـنجش
در انتخاب سهم هایی با عملکرد بهتر از شاخص تأثیرگذار است. از دید این گروه، تحلیـل تکنیکـال فاقـد ارزش
بوده و حتی ممکن است به تحلیلگران تکنیکال نیز توصیه کنند تا از خیال بافی دست بردارند. از طرف دیگر تحلیلگران تکنیکال
بر این باورند کـه تحلیـل نمودارهـا، حجـم معـاملات، جبـنش و دیگـر
نمایانگرهاي ریاضی و الگوهاي هندسی میتواند کلید موفقیت براي عملکرد بهینه باشد. تحلیـل گـران تکنیکـال
نیز ممکن است بر این باور باشند که بررسی اطلاعات بنیادین که در دسترس همگان میباشد، نتیجه ي مطلوبی
در بر نخواهد داشت.