سده ی سیزدهم هجری قمری از دوره های استثنایی تاریخ ایران به شمار می آید. از یک طرف ذهنیت های سنتی و نظام فئودالی و ارباب رعیتی همچنان به قوت باقی است و از دیگر سه ، اندیشه های منحه ندين در قالب تحولات بنیادین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و یا در یک واژه «مل نبتة»، ال شي تكوين است و اندیشه های سنتی را به چالش می کشد. رویکرد به نقش مردم و تنوع انگار در قالب انتخابات، آراء حموم و تجرباهی دموکراسی، از طریق صندوق رأی و ایجاد مجلس (پارلمان برای نخستین بار به آزمون در می آید و از دیگر سو آموزش و سواد از حیلهی محدود حوزدها و کانون های درباری و اشرافی خارج شد و برای نخستین بار با ایجاد مدارس حرفه ای نوین، امکان دستیابی بسیاری از افراد به رشته هایی چون مهندسی طب، ادبیات، زبانهای خارجی، موسیقی و هنرهای تجسمی فراهم شد. با انتشار مطبوعات که تعداد آنها بالغ بر پنجاه مورد می شود (با در نظر گرفتن جمعیت و تعداد افراد باسواد آن دوره رقم قابل توجهی است اطلاعات، از حدود استفاده طبقات خاص خارج شدد و در اختیار عموم قرار میگیرد. عکاسی، به فاصلهی نه سال از اختراع آن در پاریس توسل جوزف نیپس (۱۸۳۳-۱۷۶۵) و سپس لویی داگرت(۱۸۵۱- ۱۷۸۹) در سال ۱۸۳۰، زودتر از دیگر کشورهای همجوار، در ایران آغاز شد، و تصویر که تاکنون در اختیار طبقات خاص و کتابخانه های سلطنتی بود، صورتی عام به خود گرفته و هر فرد با هر سلیقه و بودجه امکان دسترسی به تصویر، در کمترین زمان و با حداقل هزینه، برایش فراهم آمد.