چالش اصلی این کتاب این است که مد مدرن را فرزند ازدواج ناپایدار فرآیندهای تالیف خلاق، تولید فناوری و اشاعهی فرهنگی معرفی کند، و مفاهیم مد بهعنوان ایده، شی و تصویر را با هم آشتی دهد. یکی از نویدبخشترین راههای نیل به این مقصود این است که از نو ماهیت و فرایند طراحی را در بحثی وارد کنیم که فعالیتهای طراح را دستکم گرفته و بیتعادلیهایی را به بار آورده است. تمرکز مجدد بر طراحان نامی لزوما گامی رو به عقب نیست. دانشجویان مد هنوز هم به دانش عملی شخصیتها و قهرمانان کلیدی و درک آنها از ارزشها و قضاوتهایی نیاز دارند که به مدد آنها کارشان را نسبت به دیگران ارتقا دادهاند. البته نباید چنین ملاحظاتی را بهصورت مجزا در نظر گرفت، و تمرکز بر فرد باید با تعریفی از تاریخ مد بهصورت تاریخچهی تولید و توزیع صنعتی، افزایش حساسیتهای کلانشهری، انرژیهای فرهنگ مصرفکننده و حوزهی بسیط بازتولید بصری همراه باشد. علاوه بر این، باید اذعان داشت که این تحولات در خود لباس مستترند، و اصلیترین شواهد تغییر فرهنگی و اجتماعی در محصول طراح مد و بازنمایی گستردهتر آن گنجانده شدهاند.