راهبردهای نمایشنامه نویسی جدید کتابی است که می کوشد به نحوی جامع و مفصل، با تکیه بر اصل راهنما و تنظیم کننده گفتگو گری، شگردها و تمهیدات به کار گرفته شده در نمایشنامه های «جدید» را بررسی و صورت بندی کند. اما در یک قرائت دیگر، که در خود عنوان اصلی کتاب نیز مستتر است، کتاب حاضر کاوشی است در راهبردهای جدید اتخاذشده در حوزه نمایشنامه نویسی. گذشته از آن که کدام ترجمه برای عنوان کتاب مناسب تر است («راهبردهای نمایشنامه نویسی جدید» یا «راهبردهای جدید نمایشنامه نویسی»)، تردیدی نیست که این کتاب، برخلاف ادعای اجمالی کاستانیو در بخش نخست آن، کتابی نظری در معنای مصطلح کلمه نیست، بلکه همزمان جنبه های تبیینی، تشریحی، تفسیری و آموزشی دارد و همین امر نیز آن را، بسته به دیدگاه خواننده، از کتابی تمام نظری فراتر برده یا فروتر آورده است.
کتاب آشکارا جنبه شگردشناسانه دارد و همین امر آن را بیشتر در زمره کتابهای بلاغت شناسانه (خطابی، سخنورانه) و آموزشی قرار میدهد تا آثار نظری صرف. اما تکیه بر برخی مفاهیم کلیدی باختینی، به ویژه اصل محوری گفتگو گری و نیز مفاهیم چندصداییگی و چند آواییگی، در مقام تبیین این شگردها، به آن نوعی وحدت و جهت گیری وحدت یافته نظری (تئوریک) نیز بخشیده است. و اتفاقا همین آمیخته با دورگه بودن کتاب است که آن را به شعرشناسی سنتی، بیش و پیش از همه، فن شعر ارسطو، نزدیک کرده است. اما حین خواندن کتاب در می یابیم که «نظری» بودن آن در نزد کاستانیو بیشتر به معنای پرهیز از داوری ارزشی با اتخاذ رویکرد ارزشیابانه در مقام توصیف شگردشناسانه آثار نمایشنامه نویسان جدید است و همین امر، غلبه کامل زبان توصیف بر زبان تجویز، وجه تمایز آن از فن شعرهای سنتی است.