پژوهش در رشته های مختلف علمی در دوره های گوناگون تحصیلات دانشگاهی، بیش ازآموزش به»تولید علم«
و گسترش مرزهای دانش کمک میکند. روش های تحقیق از نظر معرفت انسانی در ادراک واقعیت های »جان«
و »جهان« نیازمند جهان بینی علمی است. روشهای پژوهش نیز همانند خود »علم« از دینامیسم و پویایی مداوم
برخوردار است که هر روز به شیوه ها و رویکردهای نوینی پدید می آید. روش های کهنه نو می شوند، و پیوسته از
قالب های محدود و کلالسیک پا فراتر نهاده به رازها و شیوه های نوین و جدید پی می برند.
امروز دانش پژوهان آشکارا دریافته اند که در نظام هستی »همه چیز به هم هچیز« مرتبط است، و این عرصه ی
گسترده و پیچیده در عین کثرت دارای وحدتی است که بدون درک این وحدت انسان سرگردان شده و بر رازهای
نهفته آگاهی نمی یابد. هدف نهایی تحقیق پی ُ بردن به کنه مسائل پدیده هاست، اما واقعیت جهان دارای وجوهی
است که شناخت هر وجه آن به روش و شیوهی خاصی امکان پذیر میشود. منطق علمی از اصول و بنیان های
فراگیری تشکیل شده است که در هر رشته و حوزهای شیوه ی خاص خود را ابداع میکند و از این روی روشهای
تحقیق در علوم پایه با روش ها در علوم کاربردی، بویژه در رشته های برنامه ریزی و طراحی، تفاوت پیدا میکند.
در حالیکه این منطق در شیوه نامه های »مدرسه ای« به یکسان تدوین شده است، و تحقیق در برنامه ریزی و
طراحی را دستخوش سردرگمی نموده و با مشکلات مواجه ساخته است. رواج این نوع نگرش )یکسان سازی(
روش های پژوهشی از نحوه ی تفکری سرچشمه می گیرد که علم، هنر، و فلسفه را حوزهه ای جداگانهای می پندارد،
در صورتیکه این حوزه ها در نگرش علمی در واقعیت های زندگی انسان با همدیگر هم پیوندند. برای روشن شدن
موضوع و به منظور درک مباحث این کتاب الزم است به پیوند بنیادی میان علم،هنر، و فلسفه تأکید شود. علم، هنر،
وفلسفه آن ً چنان باهمدیگر مرتبط ند که بنیان سازند معرفت آدمی نسبت به واقعیت جان و جهان، یعنی مجموعا
جهان بینی انسان، را تشکیل می دهند. وجه چهارم معرفت آدمی یعنی »دین«، که به وجوه ماورایی هستی می پردازد