کتاب زیبایی شناسی محیط زیست و پیشنهاد ترجمه آن توسط یکی از همکاران تصادفأ به دست اینجانب رسید. پس از مطالعه و مروری اجمالی، به این نتیجه رسیدم که این کتاب و مبانی مطرح شده در آن پاسخگوی سؤالات بسیاری است که در ذهن اغلب دانشجویانی که در رشته مهندسی فضای سبز (که در واقع ترجمه ناصحیح از نام انگلیسی رشته معماری منظر است) پذیرفته می شوند، شکل می گیرد.
رشته فضای سبز / معماری منظر یک میان رشته است که آمیزه ای از مباحث علمی، هنری، اجتماعی و برنامه ریزی است و شاید همین مسئله بسیاری را دچار ابهاماتی می کند. به عبارتی دیگر این رشته، درک زیبایی شناسی محیط زیست، حفظ آن زیبایی و ایجاد محیط زیبا را شامل میشود.
آقای پرتیوس به بهترین نحو ما را با این مبحث آشنا می سازد و در واقع اینکه چگونه غريزه زیبایی در ابناء بشر منجر به پیدایش آغازین رشته فضای سبز معماری منظر گردید، را به ما مینمایاند. خلاصه تر بگویم این کتاب تاریخچه بسیار جالبی است از رشته فضای سبز / معماری منظر و آن دسته از نیازهای بشر، که منجر به پدید آمدن این رشته گردید.
به دلایل ذکر شده، مطالعه این کتاب برای کلیه دانشجویان، مدرسان، و دست اندرکارانی که به هر نوع با زیباسازی محیط، برنامه ریزی، معماری و محیط زیست سروکار دارند ضروریست. علی الخصوص که در کشور ما این مباحث در مراحل بسیار ابتدایی قرار دارند. در کشور ما معماری شهرساز، متخصص محیط زیست و برنامه ریز فراوان است اما سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که پس چرا شهرهای ما به جنگل هایی از سیمان، آجر، سنگ و اخيرا شیشه (رونمای برج های وحشتناک شیشه ای که هیچ تناسبی با اقلیم و فرهنگ معماری ما ندارند!) تبدیل شده اند و چرا محیطهای طبیعی ما به سرعت درمعرض تخریب و نابودی بوده و حومه شهرها که زمانی ییلاق نامیده می بزرگ در آخر هفته ها جهت استنشاق هوای پاک و تفرج به آنها پناه می بردند نیز آن را ساخت و ساز و على الخصوص بلندمرتبه سازی در امان نمانده اند؟
مثال بارز تهاجمی چنین به زیبایی حومه ها را میتوان در دهکده ییلاقی دربندسر شیر و نیز منطقه ییلاقی هروی واقع در جنوب شرقی تبریز، نزدیکی باسمنج اشاره نمود که در ویلاسازی های غول پیکر ارزش زیبایی و زیستی این مناطق را به شددت تهدید نموده اند. و البته من بیشماری از این قبیل در سراسر کشور قابل ذکر هستند.
جواب ساده است؛ تنها چیزی که اهمیت نداشته و از آن غفلت شده است همان زیبایی شناسید تجمل پرستی بوده است. و زیبایی بصری بوده و تنها چیزی که به شدت به آن اهمیت داده شده سودهای کلان اقتصادی
جای بسی تأسف است که ایرانیان قرن بیست ویکم به هیچ وجه همانند اجداد خود برای طبیعت و زیبایی محیط اطراف ارزش و احترام قائل نیستند. و اگر این روند بی تفاوتی همچنان پیش برود، جوامع شهری و روستایی میهن عزیزمان با خطرات و آسیب های جدی و جبران ناپذیر روبه رو خواهند شد.
اما جلوی ضرر را میتوان با ایجاد تغییر در نگرش جامعه و حساسیت افراد نسبت به محیط زندگی و طبیعت اطرافشان ایجاد نمود، گرفت. کتابهایی از این قبیل می توانند به عنوان مرجع مفیدی در طرح برنامه و دستور کار جهت ارتقا آگاهی عمومی و آموزش به کار گرفته شوند.
در اروپا، این آموزش و آگاهی در طول دراز مدت همگام با پیدایش مکاتب گوناگون فکری، فلسفی، ادبی و بالطبع هنری (همان گونه که در کتاب ملاحظه خواهید نمود) به تدریج به ملتها داده شد و در نتیجه تا حدود زیادی مانع از دست رفتن زیبایی های شهرها و روستای آنان گردید. اما کشور ما دائما در معرض تغییرات ناگهانی و صحنه رقابت اقوام بسیار بوده و سیر اندیشه و مکاتب فکری در مسائل زیست محیطی و زیبایی بسیار کند و ناموفق بوده است. چرا ملتی که پایه گذار منظرسازی بوده و در فرهنگ باستانی آن احترام به طبیعت و حفاظت از آن، جایگاه خاصی داشته، این گونه به بیراهه رفته است؛ موضوعی است که پرداختن به آن میتواند یک رساله دکترا را به خود اختصاص دهد.
امیدوارم کتاب هایی از این رسته هرچه بیشتر به بازار کتابهای دانشگاهی ما وارد شوند و متخصصان ما هرچه بیشتر نسبت به موضوع زیبایی شناسی علاقه مند و حساس شوند.
اینجانب معتقدم که ایرانی ذاتا هنرآفرین است و پتانسیل ایجاد محیطهای زیبا چه در شهر و چه در خارج شهرهایمان بسیار بالاست. تنها با اندکی برنامه ریزی و آموزش و بیدار نمودن وجدان طبیعت دوست و افزایش حس احترام و مسئولیت نسبت به طبیعت است که میتوان چهره شهرهایمان را دگرگون نمود.
به امید روزی که این مهم به واقعیت بدل شود