این کتاب را «ما» نوشتیم ...
اما پیش از آنکه قلمی روی کاغذ بیاید،
سالها در سکوت، در رنج، در زیستن، در خواندن و در فهمیدن نوشته شده بود.
ما این کتاب را از دل هزاران صفحه کتاب بیرون کشیدیم؛
از شبهایی که بین سطرهای روانشناسی و فلسفه گم میشدیم،
از روزهایی که بازار ما را تا مرز تسلیم میبرد،
و از لحظههایی که نخستین بار فهمیدیم
سقوطهای ما، نه سقوط ترید ...
سقوط آدمی بود که هنوز خودش را نمیشناخت.
این کتاب حاصل شانهبهشانه شدن با صدها نویسنده،
با معاملهگران بزرگ، با فیلسوفان، عارفان، رواندرمانگران،
و با حقیقتهایی که هر بار دل ما را لرزاندند.
اما مهمتر از همه، این کتاب حاصل روبهرو شدن با خودمان است.
وقتی خستگیهایمان را کنار هم گذاشتیم،
وقتی از تکرار اشتباهات نوشتیم، وقتی ترسها، عجلهها، طمعها و دردهای پنهانمان را با هم صادقانه اعتراف کردیم،
آنجا، در میان همین صداقت، بردیا متولد شد.
بردیا فقط یک شخصیت داستانی نیست؛
او تصویر مشترک ماست.
هم رنج ما را دارد، هم امید ما را، و هم آن لحظه خاموشی را که انسان بالاخره میفهمد، بازار چیزی نیست جز ادامه ذهنش.
این کتاب را «ما» نوشتیم ...
حسین، با سالها نبرد با بازار،
و عطیه، با نگاه لطیف و موشکافانه به جهانِ احساس و فلسفه درون.
آنچه امروز در دست توست،
ترکیب دو مسیر است؛
دو قلب، دو ذهن، دو تجربه،
اما یک حقیقت: آگاهی، تنها راه رهایی است.
این کتاب حاصل خواندن است ... حاصل گریههای بیصدا،
حاصل فهمیدنهای سخت، حاصل شکستهایی که استخوان را میشکنند، و لحظههایی که ناگهان پرتو کوچکی از درون روشن میشود.
اگر تو هم اینجا ایستادهای، اگر میخواهی بفهمی «چرا دوباره همان اشتباه؟»، اگر بارها عهد بستهای و در لحظه تصمیم، دلت لرزیده،