به طور کلی فعالیت در هر بازار مالی نیازمند یادگیری مفاهیم اولیه مربوط به همان بازار است و در کنار یادگیری این مفاهیم، سرمایه گذار باید به یک سری تکنیکهای رفتاری خرید و فروش در بازار آشنا و از طرفی قادر به شناخت روان شناسی بازار و در مرحله بعدی روان شناسی خود و کنترل بر خویشتن باشد. از این رو سرمایه گذاران، نیازمند آموزش هایی در این خصوص هستند که شاید در کلیت بازار به این آموزش ها توجهی نشود، ولی به نظر من یادگیری این مفاهیم به عنوان شالوده و اساس کار، برای هر معامله گری مناسب است. "
در کل رسیدن به سود مستمر و پایدار در بازار بورس نیازمند درک درستی از وضعیت بازار و : فهم پایه و ارکان سبک معامله گری و تشخیص درست آن است. یک معامله گر حرفه ای فارغ : از اینکه تحلیل گر تکنیکی یا بنیادی خوبی است؛ برای موفقیت در بازار نیازمند دیسیپلین
ا قوی است و برای رسیدن به این نظم ساختار یافته در معامله گری، نیاز به خودشناسی، درک درست توانمندی های خود و آنالیز رفتاری در شرایط مختلف دارد. یکی از مهمترین نکاتی که بنده در کلاسهای آموزشی به شدت بر آن تأکید می کنم این است که موفقیت در بورس : همبستگی بسیار زیادی با کنترل نفس و اجرای جز به جز پلن فردی دارد؛
اجرای این مسائل است که موفقیت تریدر را تضمین می کند. بر این باورم که حد اعلای تحلیل گری ۲۰٪ : موفقیت در بازار است و ۸۰٪ وابسته به پارامترهای حاشیه ای بازار است که باید آن را آموخت. : هر یک از ما در صورتی که یک سبک و ساختار برای روش معاملاتی خود تدوین نکنیم و به . آن پایبند نباشيم عملا یک میانبر آشکار به ضرر و زیان و از دست دادن ثروت زده ایم. : معمولا معامله گران تحت تأثیر عوامل مختلفی برای ضرر و زیان قرار دارند که در این کتاب به برخی از جنبه های رفتاری آن اشاره شده است.
در واقع بسیاری تصور می کنند اگر یک : سهمی را با سود بفروشند در واقع سود کرده اند؛ در حالی که اگر ما نتوانیم در دوره خوش : بازار به شکل بهینه سود کنیم، در دوره خراب بازار به راحتی سرمایه خود را از دست میدهیم و این برای هر معامله گری موضوع ناخوشایندی است. به عنوان مثال سهمی در ۶ ماه ۱۰۰٪ ... بازدهی میدهد و از این مقدار تنها ۱۵٪ سود عاید ما شده است، اما از آن طرف سهمی از یک سقفی که در آن خرید انجام داده ایم ۵۰٪ سقوط می کند و ما كل آن زیان را با سهم می مانیم بدون آنکه هیچ برنامه ای برای بستن موقعیت معاملاتی خود داشته باشیم