همهی ما لحظه هایی را به خاطر میآوریم که ساعت ها کار بی وقفه و کسالت بار امانمان را بریده و هیچ توصیفی جز پوچی و بی معنایی را مناسب حال خود ندانستهایم، از طرفی مدام خطابههای انگیزشی و خوش بینانهای می شنویم که انگار هدف شان فقط استثمار نیروی کار و سود بیشتر است. فضای کسب و کار معاصر این چنین با بهره کشی و ملال گره خورده. اما ( میهای چیکسنت میهای ) می گوید کسب و کارها باید نقشی اساسی در معنابخشی به زندگی انسان معاصر ایفا کنند و معتقد است آن چه شغل خوب را از شغل پوچ جدا می کند نه حقوق و دستمزد، که تجربهی غرقه شدن در کار است. غرقگی چیست و چطور میشود آن را ایجاد کرد؟ او در این کتاب نشان می دهد و...