تحقیقات من در طول سالها، در مورد فرصت های رو به رشد برای برندهای استراتژیک، توانسته است کمک فراوانی به مدیران در درک ماهیت برند کند و خوشحالم که اکنون مقدمه این کتاب را مینویسم. نویسندگان دیگر، کارهای بسیار کامل و دقیقی انجام داده اند، در ادبیات تحقیق بانام برند به معرفی هفت رویکرد از کتابهای مختلف در مورد برداشت از برندها آورده شده است. از این رو باید بدانید که چگونه با استفاده از این روشها کلیه حقوق صاحبان سهام برند مدیریت شود. جای تبریک دارد که نویسندگان در نگارش متون این کتاب بسیار ماهرانه عمل کرده اند. مفاهیم مدیرتی در آن کاملا شفاف توضیح داده شده اند و در ذهن خواننده فعال می گردند.
برخی از برندها مانند آمیب همواره در حال تغییر هستند. روشن کردن ماهیت یک نام تجاری یک کار دلهره آور است. در اساسی ترین سطح، شروع زندگی نام تجاری در اسناد برنامه ریزی می باشد. پس از تجدیدنظرهای مکرر درنهایت، سهامداران در فرم مورد نظر برای ساخت برند در زنجیره ارزش، به ماهیت مارکهای ماندگار در ذهن و دل مصرف کنندگان توجه بیشتری می نمایند.
این تحقیق درک منظم و چالش منسجمی از درک مدیریت برند و مدیریت رشد را به ارمغان می آورد. دلیل نویسنده از بیان تفسیرهای گوناگون از ماهیت برندهای موجود کام؟ روشن است. می توان چنان استدلال کرد که یکی از چالش های مدیران، پیدا کردن یک درک دقیق از برند، برای حصول اطمینان در شرکت است. بدون این پشتیبان، برند انسجام و یکپارچگی خود را از دست می دهد. علاوه بر این برند باید به رسمیت شناخته شود و این امر از تعامل ذی نفعان حاصل می گردد.