این کتاب رویکردی معرفت شناسانه و روش شناسانه دارد، از سویی به یکی از متن های کهن ایران یعنی منطق الطیر توجه دارد و در پی آن است تا نشان دهد می توان در یکی از متن های رمزی عرفان ایرانی، نگاه ایرانیان را به رهبری تحول در یافت. (= تحلیل و تبیین تجربه های عرفانی به عنوان منبع شناخت ایران) و از سویی دیگر بکارگیری رویکرد هرمنوتیک برای اندیشه سازمانی در یک متن کهن ایرانی. پیداست که این کتاب خالی از ایراد نیست لذا فقط ادعای نمونه ای در آغاز راهی رازآلود دارد و بس، آغازی همنوا با نظر جوئل و اینسهایمر که می گوید نمی توان ادعا کرد که هیچگاه هیچ پژوهشی به معنای اثری کامل راه می یابد، بلکه نکته های بسیاری برای بررسی های آینده پس از هر بررسی همچنان باقی می ماند. کوتاه سخن آن که برای انتشار کتاب حاضر به وسواس رسیدم، چنگ اندازی تردید در جانم به درازا کشید تا این که "دان دوی" تدوینگر خط چینی به فریادم رسید و تذکر داد: اگر منتظر می ماندم تا عیب های کارم زدوده شود هرگز نوشتن این کتاب به پایان نمی رسید." من راضی به انتشار کتاب شدم در حالی که سخن یکی از خردمندان کهن در گوشم طنین داشت: "چنان دیدم که هیچ کس کتابی نمی نویسد، الا که چون روز دیگر در آن بنگردگوید، اگر فلان سخن چنان بودی، بهتر گشتی و اگر فلان کلمه بر آن افزوده شدی نیک تر آمدی." با این تسلیها به خویش از زبان مولانا دلداری دادم: دلا چوباز شهنشاه صید کرد ترا تو ترجمان بگ سر زبان مرغانی چه ترجمان که کنون بس بلند سیمرغی که آفت نظر جان صد سلیمانی