مديريت پروژه، رويکردي “سازمان يافته” را براي ادارۀ پروژهها ارايه میکند. هدف کتاب مدیریت پروژه در ورزش (برنامه ریزی و فنون کنترل) ، ارايۀ جديدترين روش¬هاي برنامهریزی و تکنيک¬هاي کنترل متداول در صنهمزمان با اوج گرفتن و گسترش پروژهها، بسياري از مديران به حيطۀ مديريت پروژه روي آوردند. توانايي مديران در ايجاد يک سيستم اطلاعاتي و کنترلي کاملاً يکپارچۀ برنامهریزی، آموزش، نظارت و کنترل سريع و دقيق حجم انبوهي از دادهها، آنها را در فرآيند حل مسئله و تصميمگيري موفق میسازد. در راستاي تحقق اين اهداف، همانگونه که يک تکنسين بايد قادر باشد بهطور ماهرانه از جعبۀ ابزار استفاده کند، مدير پروژه نيز بايد توانايي کار کردن با رايانه را داشته باشد تا بتواند “نمودارهاي سازماني” “ساختار تفکيک کار” ، “نمودارهاي ميله اي” ، “هيستوگرام هاي منابع انساني” و” گزارش هاي جريان نقدي” را توليد کند.
پروژهها معمولاً به طور سنتي با استفاده از ساختار سازماني وظيفهای که ساختاري کلاسيک و سلسله مراتبي است، مديريت میشوند. اما با افزايش پروژههاي چند رشتهای، چند بخشي، چند سازماني و چند مليتي، پروژههاي مشارکتي با بخش¬هاي مختلف سازمانها به سمت “مديريت پروژه” ، “تيم¬هاي پروژه¬اي” و “ساختارهاي ماتريسي” تمايل پيدا کردهاند. از آنجايي که مدير پروژه “يگانه مرجع مسئولیت” است، وظيفۀ او تهيه ساختاري است که تأمينکنندۀ نيازهاي پروژهای سازمانها، ذینفعان و کارکنان پروژه باشد (شکل شمارۀ 1-1 را ببينيد). به عنوان نمونه، در حيطۀ ورزش میتوان از نياز سازمان تربيت¬بدني به ساخت اماکن ورزشي در سطح کشور نام برد که واگذاري پروژۀ ساخت اماکن به شرکت تجهيز و نگهداري اماکن ورزشي، اين نياز را در قالب يک پروژۀ فني – مهندسي و تحت نظارت سازمان تربيت-بدني تأمين میکند.عت و تجارت با تأکيد بر کاربرد آن در ورزش و تربيت بدني میباشد.