چگونگی توسعه ایده و شکل یابی حجم در پروژه معماری، از جمله سؤالها و چالش های مهم دانشجویان تازه وارد به رشته معماری بالأخص پس از ورود به آتلیه های طرح می باشد. اینکه برای زایش ایده می بایست از برنامه فیزیکی و طراحی پلان شروع کرد و یا شکل یابی ایده مفهومی و حجمی بر مبنای تجربه و شهود میتواند روش مناسبی برای تولید ایده باشد، چالش هرروزه ای است که دانشجویان با آن دست و پنجه نرم می کنند. بالأخص که هر یک از این رویکردها، روشی متفاوت را در دستیابی به ایده طلب مینمایند. در روش اول، ایده بر پایه مطالعه و تجزیه و تحلیل فرصتها و محدودیت ها شکل می پذیرد؛ و در دیگری درونی کردن بسیاری از مفاهیم، اتکا به تجارب و بررسی نمونه های معماری متعدد و به عبارتی زیستن در فضا راهگشا خواهد بود. البته امروزه متخصصانی که روی فرآیند طراحی کار مینمایند، بر روش سومی که حاصل ترکیب دو روش فوق بوده و از تجمیع مزایای روش تجزیه و تحلیل و روش شهودی بهره مند میباشد، صحه گذاشته اند؛ و در همین راستا، معماران متعددی نیز این روش خلاقانه ترکیبی را در تولید اثر معماری سرلوحه خویش قرار داده اند.