این کتاب با رویکردی تحلیلی-جامعهشناختی به بررسی تحولات، دگرگونیها و چرخشهای طبقاتی در میان نخبگان سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی میپردازد و برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به حوزه جامعهشناسی سیاسی و مطالعات انقلاب منبعی ارزشمند و جامع محسوب میشود.
از مباحث کلیدی کتاب میتوان به چارچوب نظری تحلیل طبقاتی نخبگان و مدلهای چرخش نخبگان، بررسی ترکیب طبقاتی و اجتماعی نخبگان سیاسی در ادوار مختلف پساانقلاب، تحلیل نقش نهادهای انقلابی، دانشگاهها، نهادهای نظامی و اقتصادی در بازتولید و تحول نخبگان، بررسی تأثیر جنگ، سیاستهای اقتصادی و تحولات بینالمللی بر ساختار نخبگان سیاسی، مطالعه چرخشهای گفتمانی میان جناحها و تأثیر آن بر ترکیب نخبگان، و ارائه تحلیلی از نسبت میان نخبگان سیاسی و طبقات اجتماعی در ایران معاصر اشاره کرد. این کتاب با تکیه بر دادههای تاریخی و تحلیلهای پیمایشی، به شناخت بهتر از پویاییهای قدرت در ایران کمک میکند.
در این کتاب در باب فرایند چرخش نخبگان قدرت در ایران داوری تجربی نقادانه ارائه شده است. در این پژوهش دلالت مصداقی نخبگان قدرت، تنها رئیس جمهور، نخست وزیر و وزیران کابینه دولت موقت مهدی بازرگان تا دولت دوازدهم بعد از انقلاب 1357 ایران است. توزیع قدرت در دیگر ساختارهای قدرت مانند قوه مقننه، قوه قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت نیازمند پژوهشهای دیگری است. در این نوشتار ابتدا بر مبنای موضوع چرخش نخبگان قدرت، مسئله پژوهش با عنوان «تراکم قدرت سیاسی در ایران» فرموله شده است. در ادامه در چارچوب بنیان معرفت شناختی این نوشتار، عقلانیت انتقادی، در مقام حل مسئله تراکم قدرت، سه تلاش اساسی انجام شده است: 1. استدلال در باب اثبات مسئله؛ 2. یافتن راه حل تئوریک از طریق استدلال قیاسی؛ 3. داوری تجربی- انتقادی در باب مسئله تراکم قدرت از طریق استدلال استقرایی.