شناخت جنبه های پنهان روان انسان به زمان های طولانی بازمی گردد. این یک گرایش نیرومند شدید مذهبی است و ما به طور سنتی به دنبال برقراری تعادل بین بخش های تاریک و روشن درونمان هستیم. شیطان رجيم را به خاطر داشته باشید که در ابتدا فرشته ی مقرب درگاه بود و آنچه باعث سقوط او شد، درواقع همان وسوسه هایی است که ما هم با آنها روبه رو می شویم. همیشه به ما گفته شده است که مراقب باشیم تحت تأثیر نیمه ی پنهان و تاریک قرار نگیریم. .
. . اخیرا برای یکی از مراجعانم در مینیاپولیس درباره ی ماهیت این جنبه های پنهان صحبت می کردم که از من پرسید: «آیا شما صرفا سرکهی کهنه را در بطری های نو نمی ریزید؟» . . را. جواب دادم: «البته که می ریزم.» برایم تعجب آور بود که او توانسته بود این ارتباط را به خوبی درک کند. شناخت قسمت های تاریک درواقع بخشی از سنت های مذهبی است، ولی ما همیشه به ظروفی جدید و زبانی جدید نیاز داریم که به کمک آنها بتوان مخمصه ای را که انسان گرفتار آن است، توضیح داد.