استاد فرشچیان در کنار تسلط بی دلیل در طرح و رنگ و معرفت حضوری، اسوه اخلاق و بزرگمنشی است؛ و این، آن کیمیایی است که هنر معاصر از فقدان یا کمرنگ شدن آن رنج می برد. هنر آن چنانکه افلوطین و بسیاری از زیبایی شناسان میگویند فقط مهارت نیست، بلکه در ابتدا غرق شدن در لجّهی دریای معرفت و عشق معشوق مطلق است، آن گاه که سالک خود، عین زیبایی شود و آثارش بی پرده ملجأ زیبایی گردد.
استاد فرشچیان دو تأثیر مهم بر نگارگری ایران بر جای نهادند که از منظر مضامین و همچنین ساختار و فرم قابل بررسی است. اولاً موضوعات در نگارگری ایرانی خاصه در حوزهی کتابآرایی، در طول تاریخ دایرهی محدودی داشته و عمدتاً در داستانهای اسطورهای ایرانی و مضامین عاشقانه منحصر بوده است. اتکای عمده نگارگری بر منابع یاد شده اگرچه در جای خود فوقالعاده ارزشمند است؛ اما این انحصار سبب محدود شدن مضامین در نقاشی ایرانی شده و همچنین نگارگری را غالباً به سمت «تصویرسازی» سوق داده است. استاد فرشچیان در توسعه ی داره مضامین در نگارگری ایرانی گامهای بزرگی برداشتهاند. از آن مهمترین اقدامات وی پیوند زدن نگارگری ایرانی با مضامین، ارزشها و روایات تشیع بود که این هنر را در کنار منابع حماسی و تغزلی به منبع سومی به نام ارزشهای ناب شیعی پیوند داد و این گام را میتوان نوعی تحول بنیادین در سیر تکامل نقاشی ایرانی از بعد مضمون تلقی کرد. شاهکارهایی که عطف به مضامین مقدس شیعه رقم خورده، مانند تابلوی «ظهر عاشورا»، به چنان معروفیتی در میان خواص و عوام دست یافت که اشتهار هیچ اثری از نقاشان بزرگ ایرانی در گذشته و حال به پای آن نمیرسد...