«آخرین کولانداز» نوشتهی طاهره ساکی، مجموعهای از روایتهای خانواده و دوستان نزدیک شهید مرتضی ابراهیمی است؛ کتابی که تلاش میکند زندگی این شهید را نه فقط از زاویهی شهادت، بلکه از خلال خاطرات کسانی روایت کند که او را در سالهای مختلف زندگیاش از نزدیک میشناختند. روایتهای کتاب از کودکی و خانواده آغاز میشوند و به دوستیها، زندگی مشترک، فعالیتهای اجتماعی و هیئت، مسئولیتها و سرانجام شهادت او میرسند. یکی از ویژگیهای مهم کتاب، تنوع راویان آن است. خاطرات پدر شهید، مادر، همسر، دوستان نزدیک و همکاران، هرکدام بخشی از شخصیت مرتضی ابراهیمی را روشن میکنند. همین چندصدایی باعث میشود مخاطب با تصویری کاملتر و انسانیتر از او روبهرو شود؛ انسانی با روابط خانوادگی، رفاقتهای قدیمی، شوخیها و خاطرات روزمره، در کنار باورها، مسئولیتها و روحیهی ایثارگرانهاش. در روایتهای کتاب، مرتضی ابراهیمی چهرهای جدی و درعینحال صمیمی دارد. یکی از دوستانش از هیکل ورزیده و ظاهر قدرتمند او میگوید، اما بلافاصله از قلب مهربان و روحیهی صمیمیاش یاد میکند. بخشهایی از کتاب نیز به دوستیهای دوران کودکی و نوجوانی و خاطراتی اختصاص دارد که ردپای مرتضی را در کوچهها و محلههای شهریار و کهنز دنبال میکنند. بخش دیگری از کتاب به زندگی خانوادگی و ازدواج مرتضی میپردازد. روایت همسر شهید، از آشنایی و خواستگاری تا دوران نامزدی و زندگی مشترک، تصویری شخصی و عاطفی از او ارائه میکند؛ تصویری که در کنار روایتهای دیگر، شخصیت او را از یک چهرهی صرفاً حماسی فاصله میدهد و او را بهعنوان یک همسر، فرزند، دوست و عضو خانواده به مخاطب نزدیک میکند. فعالیتهای فرهنگی و مذهبی مرتضی نیز جایگاه ویژهای در این مجموعه دارند. خاطرات دوستانش از جلسات هیئت، مداحی، برگزاری برنامهها و تلاش برای جذب و تربیت نوجوانان، نشان میدهد که ارتباط او با مسجد و هیئت تنها به حضور در مراسم محدود نبود و بخشی از زندگی اجتماعی و ارتباط او با نسل جوان را شکل میداد. کتاب در کنار روایت زندگی شهید، مقدمهای دربارهی دورهای از بحرانها و تحولات سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴ نیز دارد و سپس وارد مجموعه روایتهای خانواده و دوستان نزدیک او میشود. در ادامه، روایت شهادت از زبان پدر، مادر و همسر شهید و همچنین خاطرات دوستان و همکاران، ابعاد مختلف زندگی و مواجههی اطرافیان با فقدان او را بازگو میکنند.