هر یک از ما به نوعی در مورد دیگران حدس هایی می زنیم. از واژه هایی برای توصیف و تفکیک آنها استفاده می کنیم و قوانینی برای درک و پیش بینی رفتارهایشان داریم. اگر چه این اصول و برداشت ها را به ندرت آشکار می کنیم، ولی در تفکر ما رسوخ می کنند و بر رفتار ما اثر می گذارند. در برخورد با افراد، آنها را با اصطلاحات مربوط به شخصیت توصیف می کنیم و بر اساس ارزیابی از شخصیت آنها، به قضاوت می نشینیم. تعامل با دیگران تا حدی، تحت تأثیر تیاری است که از آنها داریم. این انتظار، از برداشت ما از شخصیت آنها به وجود می آید. این امر در تعميم ما، در ارتباط با دیگران مصداق پیدا می کند. و در واقع کار روان شناس با آنچه که همگان در زندگی روزمره انجام می دهند، از بنیاد متفاوت نیست. تنها تفاوت در این است که نظریه پردازان شخصیت، الگوهای خود را صریح تر بیان می کنند، اصطلاحات خود را روشن تر تعریف می نمایند و برای ارزشیابی کیفیت پیش بینی های خود، به انجام تحقیقات منظم دست می زنند.