مطالعات پسااستعماری با محوریت داده و فضای سایبر به ما کمک میکند دریابیم فناوریهای نوظهور در خلأ اجتماعی و سیاسی شکل نمیگیرند. داده، الگوریتم و هوش مصنوعی، همچون هر فناوری دیگری، درون روابط قدرت ساخته میشوند. پرسش این نیست که «چه فناوریهایی داریم؟»، بلکه این است که «چه کسانی آنها را طراحی میکنند، چه منافعی در بهکارگیری آنها دخیل است، و چه گروههایی از مزایا و معایب آنها برخوردار میشوند؟ نویسندگان کتاب حاضر به ما یادآوری میکنند که استعمار را نباید صرفاً در شکل تاریخی آن، شامل اشغال سرزمین و ایجاد مستعمره، تعریف کرد. استعمار در طول تاریخ شکلهای متفاوتی به خود گرفته و امروزه نیز در قالبی تازه، شامل کنترل زیرساختهای استخراج داده و وابستهسازی فناورانه، ادامه دارد. در عصر دیجیتال، دادههای انسانی، رفتارهای اجتماعی و اطلاعات جمعی به منابعی تبدیل شدهاند که از سراسر جهان جمعآوری و در مراکزی معدودْ پردازش، انباشت و مبنای تصمیمگیری واقع میشوند. مفهوم «استعمارِ داده» که توسط نویسندگان کتاب مطرح شده دقیقاً بر همین جنبه تأکید دارد. مسئله این نیست که داده ذاتاً امری منفی است یا فناوری دیجیتال باید کنار گذاشته شود؛ مسئله این است که در نظم کنونی جهانی، مالکیت و کنترل دادهها بهشدت نامتوازن است و عمدتاً در اختیار غولهای بزرگ فناوری است که از آن برای کسب سود، پیشبینی رفتارهای جمعی و حتی اثرگذاری سیاسی استفاده میکنند. نویسندگان، علاوه بر تحلیلهای نظری و بررسیهای موردی، راهکارهایی نیز برای مقابله با استعمارِ داده در عصر حاضر پیشنهاد میکنند.