تربيت بدني در خود ميراثي از اعصار گذشته دارد و منابع آن از طبيعت بشر سرچشمه گرفته و
اختلافات آن تحت تاثير تغييرات محيط اقتصادي، صنعتي، مذهبي و فلسفي قرار داشـته اسـت و
اهداف آن نشان دهنده افكار و فلسفه هاي برجسته زمان و مكان خود بوده است.
در دنياي تكنولوژي و فضاي پيچيده عصر ما، تعليم و تربيت هنگامي مفهوم پيدا مي كند كـه ا دو معيار داوري روبه رو شود. معيار نخست مربوط به روند روبه رشد بيشتر و چنـد پـارگي اجـزاء
(ايجاد رشته هاي تخصصي جديد) است؛ درحالي كه معيار دوم بقا يكپارچگي و تركيـب اجـزاء بـا
يكديگر (اصول فلسفي يكسان) سروكار دارد.
در ارتباط با تربيت بدني معيارهاي پيشرفت را، ايجاد رشته ها و گـرايش هـاي جديـد و رشـد و
توسعه و تنوع آنها و وجود همبستگي ميان آنها از بعد آرمانها و اصول ميتوان دانست.
تربيت بدني و ورزش به عنوان يك حوزه علمي دانشگاهي در سال هاي پس از پيروزي انقلاب
شكوهمند اسـلامي در زمينـه هـاي آموزشـي، پژوهـشي و تربيـت متخصـصين تـا سـطح دكتـرا
پيشرفتهاي چشم گيري داشته است . با گرايشي شدن دوره هاي كارشناسي، كارشناسـي ارشـد و
دكترا، نياز به مدرس، امكانات آموزشي و پژوهشي و به ويژه كتب مرجع بيش از پيش دو چنـدان
شده است.