به طور بدیهی گفته می شود ما در «عصر اطلاعات » یا «جامعه اطلاعاتی » زندگی می کنیم، با وجود این نمی توان انکار کرد که اطلاعات (و در کنار آن، داده و دانش، اگر بخواهیم بین آنها تمایز قائل شویم) در کارکرد همه جوامع پیشرفته نقش اصلی را برعهده دارد.
به طور متداول اشاره می شود که ما از طریق یک سلسله «نقلابهای اطلاعاتی» به اینجا رسیده ایم که به کمک آنها فناوری جدیدی، به مفهوم عام کلمه، شیوه ثبت و مبادله اطلاعات را متحول ساخته است. تعداد و ماهیت این انقلاب ها از نظر مفسران متفاوت است، اما به طور خاص شامل خط، چاپ، ارتباطات جمعی، رایانه رقومی، و اینترنت می شود.
لوسیانو فلوریدی در تحلیلی مستدل بحث می کند که ما در عصر : «فراتاريخ » زندگی می کنیم که در آن رفاه افراد و جوامع به طور کامل به و فناوری های اطلاعات و ارتباطات وابسته است. چالش مطرح توسط فلوریدی این ) است که ما «بازگشتی اطلاعاتی» یا «انقلاب چهارمی» را شاهد هستیم که در ادامه انقلاب های علمی کپرنیک، داروین و فروید قرار می گیرد (فلوریدی ۲۰۱۴). ما باید خود را به منزله اورگانیسم های متجسم اطلاعاتی و «موجودیتهای اطلاعاتی» نهفته در محیط اطلاعاتی، یعنی «سپهر اطلاعات » و تلقی کنیم که در آن مرزهای بین محیطهای برخط و نابر خط باهم ادغام میشود.