«این من هستم که انتخاب میکنم چه معنایی به زندگیام بدهم» با زیرعنوان خلق معنای زندگی در اضطرابهای عصر مدرن، اثر کاترین می و ترجمهی الهه علوی در انتشارات ذهنآویز منتشر شد. آیا هنوز هم برای چیزهای کوچک، قلبتان به تپش میافتد؟ آیا تابهحال حس کردهاید که زندگیتان به زنجیرهای از وظایف بیپایان، اسکرولکردنهای بیهدف و فشارهای تمامنشدنی تبدیل شده است؟ ما در عصر فرسودگی زندگی میکنیم؛ دورانی که در آن سرعتِ جهان از ظرفیتِ روح ما پیشی گرفته و تواناییِ شگفتزدهشدن را از ما ربوده است. کتاب «این من هستم که انتخاب میکنم چه معنایی به زندگیام بدهم» اثر کاترین می، دعوتی است برای بازگشت به خویشتن و یافتنِ دوبارهی همان جادویی که در شلوغیهای مدرن دفن کردهایم. می در این اثرِ درخشان، به شما نمیگوید که از دنیا بگریزید، بلکه راهی را نشانتان میدهد تا در دلِ همین روزمرگیها، دوباره جهان را کشف کنید. او به ما میآموزد که حیرت، یک تجملِ فانتزی نیست، بلکه یک نیازِ حیاتی برای سلامتِ روان و بقایِ روح است. با خواندنِ این کتاب، یاد میگیرید که چطور چشمهایتان را دوباره تنظیم کنید، از حواسِ پنجگانهتان بهعنوان دریچهای برای ورود به آرامش استفاده کنید و در میانِ معمولیترین لحظات، زیباییهای خیرهکنندهای را بیابید که پیشتر از دیدگانتان پنهان مانده بود. «این من هستم که انتخاب میکنم چه معنایی به زندگیام بدهم» کتابی برای آن لحظاتی است که خستهاید و حس میکنید رنگِ زندگی پریده است. این کتاب راهنمایی است تا به یاد آورید که شما ساخته شدهاید تا از دیدنِ یک طلوع یا شنیدنِ صدای باد قلبتان به تپش بیفتد. برای بازپسگیریِ لذتِ زیستن، این کتاب همان دعوتی است که به آن نیاز دارید.
بخشی از کتاب:
برمیگردم و با تلاشی ناشیانه خودم را دور میکنم، اما دوباره بیاختیار به سمتش کشیده میشوم. میدانم که باید همین حالا از آب بیرون بروم، اما اول باید از این موجشکن فاصله بگیرم و نمیتوانم. جزر در حال عقبنشینی است و با اینکه هر موج مرا به جلو پرتاب میکند، پیش از رسیدنِ موج بعدی به عقب کشیده میشوم. همهچیز در زاویهای مورب به ساحل در حرکت است. مسخره است: فقط چند متر با خشکی فاصله دارم، اما رسیدن به آن اینقدر سخت است. برمیگردم و خلاف جریان شروع به شنا میکنم و فکر میکنم دارم پیشرفت میکنم. شاید این روندی منفعلانه است. شاید اگر فقط روی آب بمانم، مثل آشغالهای دریایی به ساحل برسم. تنههای درختان کامل اینگونه به ساحل میرسند و یکبار حتی یک کاناپه پرزرقوبرق اینگونه به ساحل رسید. مطمئناً من هم میتوانم.