جنگل وارونه از شب تولد دختری یازدهساله، کورین، آغاز میشود. او در انتظار ریموند فورد است، اما این انتظار ادامهدار میشود. پس کورین تصمیم میگیرد همراه با رانندهشان بهدنبال ریموند برود. او ریموند را چمدان به دست همراه با مادرش مییابد و در گفتوگویی کوتاه متوجه میشود که دوستش دارد به جایی میرود که خودش هم نمیداند کجاست. داستان پیش میرود و ما با کورین 17ساله که زیبایی سادهای دارد همراه میشویم، یک دانشجوی کالج که پس از پایان تحصیل به اروپا سفر میکند، ازدواج میکند، همسرش را از دست میدهد و با کمک رابرت وانر در یک دفتر مجله مشغول به کار میشود؛ حضور در دفتر مجله کورین را با اشعار شاعری آشنا میکند که بلیک، کولریج و ریلکه را همزمان میتوان در او یافت...
بخشی از کتاب:
شعر این کلمات را در خود داشت: نه زمینی بایر، که جنگلی وارونه شاخ و برگ درختان، چسبیده به دل زمین کورین انگار که جانش بسته به یافتنِ آنیِ پناهگاهی است، کتاب را زمین گذاشت. هر لحظه ممکن بود تمام آپارتمان تعادلش را از دست بدهد و وارونه شود و از خیابان پنجم به سنترال پارک پرتاب شود. بعد باز جلد کتاب را نگاهی کرد. به آن خیره شد. بعد یک دفعه از تخت بیرون پرید و شماره رابرت وینر را با تلفن گرفت.