«طولانیترین آواز نهنگ» نوشتهی ژاکلین ویلسون رمانی برای مخاطبان نوجوان است. از این نویسنده آثار دیگری نیز به فارسی ترجمه شده است. او بیشتر به مسائلی چون مرگ والدین، طلاق و کودکان ناسازگار میپردازد. ویلسون در این رمان نیز به موضوعاتی همچون بحران هویتی کودکان، بیماری، همدلی، خانواده و صبر و انعطافپذیری در زندگی پرداخته است.
الا دختری هشت ساله است که پس از ازدواج دوبارهی مادرش با جک و بارداری او، حالا دو رقیب دارد؛ ناپدری ونوزاد جدید. الا در حسرت روزهاییست که با مادرش تنها زندگی میکرد و مادر فقط برای او بود. الا علاقهای به جک ندارد و بابت ازدواج مادرش با جک عصبانی است. اما با وجود عصبانیتش همچنان مادرش را خیلی دوست دارد. اوضاع وقتی پیچیدهتر میشود که مادرهنگام زایمان دچار تشنج میشود و به کما میرود. حالا الا مجبور است با جک زندگی کند. نگرانی او از سلامتی مادرش، زندگی با ناپدری که او را دوست ندارد، الا را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. فاصله گرفتن دوستش سالی از او به دلیل این که چند روزی به مدرسه نرفته و اضافه شدن کارهای برادر کوچک و خوکچه هندیاش، شرایط را پیچیدهتر و ناخوشایندتر میکند. او پس از برخورد با پدر خود متوجه میشود که جک نامهربان نیست. الا با کمک یکی از همکلاسیهایش بر روی پروژهی نهنگها کار میکند و پی میبرد که برخی از نهنگهای نر برای جفتشان ساعتهای طولانی آواز میخوانند. او سی دی آواز نهنگها را به دست میآورد و آن را برای مادرش میبرد. سرانجام صبر، عشق و موسیقی معجزه میکنند و مادر الا از کما بیرون میآید.
شخصیتپردازی خوب و قوی از نقاط قوت این رمان است. نویسنده به خوبی روحیات و افکار الا، جک و همکلاسیهای او را به نمایش میگذارد و مخاطب را با الا و داستان همراه میکند. خواننده با شخصیت اصلی داستان همذاتپنداری میکند و سرنوشت او و دیگر شخصیتها برایش مهم میشود و داستان را با رغبت دنبال میکند. قدرت نویسنده موفق شده در موقعیت دشواری که شخصیت اصلی داستان در آن گرفتار است از لحن طنز استفاده کند. او این لحن را هم در دیالوگها به کار میگیرد و هم در شخصیتپردازی. این امر داستان را برای مخاطب دلپذیرتر میکند و داستان را از افتادن در ورطهی احساسات صرف نجات میدهد.