شک نیست که در زمان رضاشاه تحولات گستردهای در جامعهی ایران به وقوع پیوست. کتاب حاضر، با گردآوری مجموعهای از پژوهشهای دقیق و موشکافانه به قلم شماری از استادان ایرانشناسی و محققان ایرانی در صدد است نشان دهد که چگونه فرآیند دولتسازی، مدرنسازی و شکلگیری طبقات اجتماعی جدید در ایران اوایل قرن بیستم بهطور همزمان و در تعامل با یکدیگر پیش رفتند. تمرکز اصلی کتاب بر رابطهی میان دولت مرکزی در حال شکلگیری، طبقهی نوظهور بورژوازی و تحولات فرهنگی و اجتماعی است که زمینههای پیداش جامعهای مدرن را در ایران فراهم آورد. یکی از محورهای مهم این کتاب بررسی سیاستهای فرهنگی و اجتماعی دورهی رضاشاه است. در این دوره، دولت پهلوی با هدف ایجاد یک دولت متمرکز و مدرن، مجموعهای از اصلاحات گسترده را در حوزههای اداری، آموزشی، اقتصادی و فرهنگی به اجرا گذاشت. این اصلاحات نهتنها ساختارهای سنتی قدرت را دگرگون کرد، بلکه موجب شکلگیری نهادها و ارزشهای جدیدی شد که بهتدریج سیمای جامعهی ایرانی را تغییر دادند. در این میان، دولت بهعنوان بازیگر اصلی مدرنیزاسیون عمل میکرد و تلاش داشت با نظارت و هدایت حوزههای مختلف زندگی اجتماعی، نوعی نظم اجتماعی نوین را پایهگذاری کند.